نماز جمعه شهرستان

خطبه‌ اول

السلام علیکم و رحمة الله

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ. نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی آله الاطیبین الاطهرین، سیما بقیة الله فی الارضین.

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)[1]عبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله وَ مُلازِمَة امرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَزوا عِبادَالله فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَحیل[2] (وَ تَزَوَدوا فَإِنَّ خَیرَ الزاد التقوی)[3]

همه شما نمازگزاران گرامی، برادران و خواهران ارجمند و خودم را به پارسایی، پرهیزکاری و فرمان‌بری از خداوند در همه‌ احوال و شئون زندگی، سفارش و دعوت می‌کنم و از خداوند می‌خواهیم که درهای حکمت و بندگی و پارسایی را به روی همه ما بگشاید. امیدواریم خداوند همه‌ ما را از بندگان وارسته و شایسته‌ خود قرار بدهد.

تفسیر بخش اول سوره‌ ماعون

در تفسیر سوره‌ ماعون، عرض شد که در این سوره، دو گروه مورد مذمت قرار می‌گیرند و خداوند این دو گروه را نکوهش می‌کند. یک گروه کفار و ملحدانی که به قیامت اعتقاد ندارند و گروه دیگر، انسان‌های منافق و سست ایمان هستند.

منکرین قیامت، تندخویی با یتیمان و بی‌تفاوتی در برابر محرومان سه ویژگی بخش اول سوره

در خطاب به پیامبر گرامی اسلام6می‌فرماید: نمی‌بینی که چگونه ویژگی‌هایی این افراد دارند. درباره‌ گروه اول، کافران و ملحدان و تکذیب کنندگان روز قیامت و جزا، می‌فرماید: (أَ رَءَيْتَ الَّذِى يُكَذِّبُ بِالدِّينِ*فَذَالِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ*وَ لَا يحَضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِين‏)[4]این انسانی که قیامت را انکار می‌کند؛ عالم غیب و ماورای این جهان را تکذیب می‌کند، دو خصوصیت دارد که در قرآن کریم، هم در این سوره و هم در سوره‌های دیگر مورد مذمت شدید قرار گرفته‌ است. اول؛ (فَذَالِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ‏)[5]اولین خصوصیت این انسان بی‌اعتقاد، این است که دست رد به سینه‌ یتیمان می‌زند و یتیم را رد می‌کند. ما درباره‌ این و موقعیت یتیم و نگاه و تأکیداتی که اسلام نسبت به یتیم در جامعه دارد، در خطبه‌های قبل بحث کردیم.

دوم؛ (وَ لَا يحَضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِين‏)[6]این انسان، کسی است که برای غذای محرومان و گرسنگان، تشویق نمی‌کند. برای سیر شدن گرسنگان و محرومان، تشویق‌کننده نیست. درحالی‌که هر انسان و هر جامعه‌ای در برابر مسکینان و گرسنگان و محرومان خود، وظیفه‌ای دارد و در پیشگاه خداوند مسئول است. این آیات را قبلاً بحث کردیم. در این آیات، انسان بی‌اعتقاد به خداوند و قیامت که رنج دیگران را احساس نمی‌کنند و در برابر یتیم، تندخویی و خشونت می‌ورزد و حقوق او را ضایع می‌کند و به ادای حقوق یتیم نمی‌پردازد و همین‌طور انسان‌های بی‌خیال و بی‌تفاوتی که در برابر رنج و مرارت گرسنگان و محرومان، مورد مذمت خداوند قرارگرفته‌اند. شأن نزول این سوره هم ابوسفیان و داستانی بود که عرض کردیم. این بخش اول سوره است. سه صفت در این سوره، مورد مذمت قرار گرفته بود. انکار قیامت، تندخویی با یتیمان و بی‌تفاوتی در برابر گرسنگان و محرومان؛ این سه صفت بسیار ناپسند که ارکان سعادت و رشد و ارتقای معنوی و مادی یکجامعه را تهدید می‌کند؛ در بخش اول این سوره موردتوجه قرار گرفته است.

بخش دوم سوره‌ ماعون

اما بخش دوم سوره، این آیات است؛ (فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ*الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ*الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ*وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُون)[7]‏ در قسمت دوم این سوره، کاری به کفار و مشرکین و ملحدان ندارد؛ بلکه با مسلمانان منافق و سست ایمان سروکار دارد. عده‌ای، ملحد و کافر و عده‌ای دیگر، منافق و سست ایمان هستند. به‌احتمال‌قوی، قسمت اول این سوره، در مکه نازل‌شده است. وقتی‌که پیامبر گرامی اسلام6در مکه، با کفار و مشرکین مواجه بودند و آن اتفاق ابوسفیان که قبلاً نقل کردیم، رخ داد، این آیات در مذمت کفار و مشرکین و بی‌اعتقاد‌های مشرکین نازل شد.

دلایل مکی یا مدنی بودن این سوره

بخش دوم سوره، از (فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ)به‌احتمال‌قوی در مدینه نازل‌شده است. در مکه منافق به آن معنا نبود؛ برای این‌که هنوز اسلام دارای قدرتی نبود و امکاناتی نداشت؛ وضعیت ظاهری برای اسلام و مسلمانان نبود که افراد زیادی به‌ظاهر در جلگه‌ اسلام قرار بگیرند ولی در دل بی‌ایمان باشند و لذا در مکه مشرکان هستند. البته اواخر یا وسط‌های دوره‌ مکه ممکن است در مکه هم عده‌ای به خاطر پیش‌بینی آینده و تیزهوشی، مسلمان شده و بعد منافق شده باشند؛ اما در مکه بیشتر مشرکان هستند. مقابل صریح و رسمی جبهه‌ اسلام و پیامبر اسلام هستند؛ اما در مدینه قصه عوض می‌شود. وقتی‌که پیامبر خدا از مکه به مدینه هجرت کردند و مردم مدینه از مسلمانان استقبال کردند و برای اولین بار پایه‌های حکومت اسلامی در مدینه طراحی شد، طبعاً موج اسلام، سراسر مدینه را در برگرفت و در طول 9 سال و اندی، در چند مرحله موج اسلام و حکومت و حاکمیت اسلام، نشر و گسترش پیدا کرد تا به جنگ بدر و احد و حنین و خیبر و احزاب رسید و به فتح مکه، در هر یک از مراحل و ادوار جنگ‌ها، حاکمیت اسلام گسترش پیدا می‌کرد. این گسترش حاکمیت اسلام، از روزی که پیامبر خدا با هجرت خود وارد مدینه شدند، هسته‌ اولیه و نخستین حکومت و حاکمیت اسلام، ریخته شد و در طول آن ده سال، روزبه‌روز، ماه‌به‌ماه، سال‌به‌سال، مرحله‌به‌مرحله، اسلام سنگرهای جدیدی را فتح می‌کرد؛ از عقبه‌ها می‌گذشت و موج اسلام علاوه بر مدینه، سراسر جزیره العرب را در برگرفت و مکه فتح شد و تا جایی که این موج به‌پیش می‌رفت و تا جایی که وقتی پیامبر خدا6در بستر بیماری و ارتحال بودند، سربازان اسلام در دروازه‌های آفریقا و اروپا و در نقاط دوردست آن زمان، با مشکلات ارتباطی که در آن زمان بوده، حضور داشتند. معنویت اسلام، اخلاق پیامبر، حقانیت این دین، این موج را دائماً بسط و گسترش می‌داد. این امواج الهی و رسالت پیامبر، سراسر عالم را درنوردید.

درهرحال، در مدینه روزبه‌روز حاکمیت اسلام و حکومت اسلام، رو به فزونی و اقتدار می‌رفت و لذا ست که ما در مدینه با پدیده‌ نفاق و سست ایمانانی که به‌ظاهر داعیه‌ اسلام دارند مواجه می‌شویم. در مکه نفاق نبوده است یا به بسیار اندک بوده است. فقط مربوط به انسان‌های تیزهوش و آینده‌نگری است که آینده‌ درخشش اسلام را می‌دیدند و روی دغل و دسیسه و آینده‌نگری خود، به‌ظاهر اسلام آورده بودند که این‌ها بسیار اندک هستند. موج مکه، موج شرک و کفر و الحاد است. مقابله‌ با رسالت رسول خدا و پیام جدید است و طبعاً کسانی ایمان آوردند که این پیام را فهمیدند و هضم کردند و بادل و جان، دست‌به‌دست پیامبر دادند. شلاق و زندان و زجر و مرارت و تلخی را برای خدا به جان خریدند و مسلمان شدند. این‌ها (وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُون‏*أُولئِكَ الْمُقَرَّبُون)‏[8] این‌ها همان گروه‌های پیشتاز هستند. این‌ها گروه‌های الگو و اسوه هستند که در جای‌جای قرآن می‌فرماید: کسانی که قبل از فتح، ایمان آوردند مانند پیشینیان نیستند. کسانی که در زجرها و امواج خطرها وارد اسلام شدند، باکسانی که وقتی اسلام حاکم بود و قدرت داشت همراهی کردند قطعاً تفاوت دارند. انسان‌هایی که سختی‌ها را بر خود می‌گذارند و دشواری‌ها را تحمل می‌کنند و رنج‌ها را به جان می‌خرند و در وقت غربت اسلام، مظلومیت حق همراهی می‌کنند باکسانی که در انتشار اسلام به اسلام روی می‌آورند، فرق می‌کنند و لذا مکه دوره‌ شکنجه و محاصره است دوره‌ تحریم و سختی و مشکلات و دشواری‌هاست و کمتر فضای نفاق وجود دارد؛ اما وقتی‌که در مدینه حکومت پیدا می‌شود و اقتدار اسلامی پیدا می‌شود، طبعاً در کنار مؤمنان راستین و مجاهدان راه خدا و دلدادگان به حقیقت دین، عده‌ای افراد سست ایمان، ضعیف الایمان و منافق و فریب‌کار و ظاهر نما و مسلمان نما هم پیدا می‌شود.

تفاوت سوره‌های مکی و مدنی

اینجاست که وقتی آیات و سوره‌های مدینه را می‌بینیم، فضای سوره‌های مدینه فرق می‌کند. آیات و سوره‌هایی که در مدینه نازل می‌شود با آیات و سوره‌های مکه فرق دارد. اول این‌که آیات و سوره‌های مدینه، فقط به کلیات اسلام و اصول عقاید نمی‌پردازد؛ بلکه وارد جزئیات می‌شود. اخلاق، احکام، قوانین اجتماعی و حقوق اسلامی و اخلاق جامعه‌ اسلامی و ریزه‌کاری‌های عبادت‌ها و اخلاقیات و قوانین و مقررات مدنی و کیفری و جزایی اسلام، در سوره‌های مدینه می‌آید. سوره‌ بقره، آل‌عمران که به قوانین نکاح، معاملات، تجارت، خانواده و سایر مسائل اخلاقی و حقوقی و مقررات اسلامی در آن‌ها می‌آید؛ چون الآن دیگر همه مسلمان هستند و حکومت، حکومت اسلامی است و باید قوانین الهی باید اجرا شود؛ اما در مکه بیشتر اصول اعتقادی و ایمان و پایه‌های اصلی دین است.

فرق دوم، این نکته‌ بسیار مهم است که در مکه، معدود آیات راجع به نفاق داریم. شاید یکی دو آیه بیشتر نیست که اهل سنت این را قبول ندارند ولی شیعه قبول دارد. سه چهار آیه‌ در مورد نفاق داریم چون آنجا جای نفاق نبود. بی‌ایمان‌ها نباید ریا و تظاهر کنند؛ اما در مدینه، پدیده‌ نفاق را شاهد هستیم. پدیده‌ سست ایمانان مسلمان نما را شاهد هستیم و به همین دلیل، بخشی از آیات شریفه‌ قرآن در مدینه، با منافق، ضعیف الایمان و انسان‌های کاهل در دین‌داری و ایمان و تقرب به خدا ارتباط دارد. همین‌طور آیات بیشتر می‌شود تا به سوره‌ توبه می‌رسد که محور این سوره‌، از آغاز تا پایان خود ، پدیده‌ نفاق، سست ایمان‌ها، ضعیف الایمان‌ها، انسان‌هایی که به خاطر ترس و طمع، یا ترس داشتند یا طمع داشتند و با مسلمانآن‌همراهی کردند با موج فزاینده‌ اسلام همراهی کردند را نشان می‌دهد؛‌اما در حقیقت، پایه‌های اعتقادی محکمی ندارند. پای قوانین و مقررات الهی نایستادند. دلدادگی به تعالیم الهی ندارند. فریب شیطان را می‌خورند. یا سست ایمان و ضعیف الایمان و (في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض)[9]‏مرض هست یا منافق رسمی است که هیچ اعتقادی ندارد. منافق و (في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض)مرض یک طیفی دارند. آیات مدینه، خیلی با این مسئله ارتباط دارد. این سوره، به همین قرینه، دو بخش دارد. بخش اول آن را شرح دادیم که سه قول در آن بود؛ این سوره در مکه یا مدینه نازل‌شده یا بخشی در مکه و بخشی در مدینه نازل‌شده است. بخش اول سوره، در مکه نازل‌شده است. (أَ رَءَيْتَ الَّذِى يُكَذِّبُ بِالدِّينِ*فَذَالِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ*وَ لَا يحَضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِين‏)[10]این در که نازل‌شده است. می‌بینی ابوسفیان و ابوسفیان‌ها و مشرکانی که بی‌اعتقاد به قیامت و معاد هستند، بی‌تفاوت در برابر گرسنگان و محرومان هستند و ضایع کننده‌ حق یتیمان هستند. طبیعت بی‌ایمانی این است. این بخش در مکه نازل‌شده است. اما بخش دوم این سوره‌، به نظر می‌آید که در مدینه نازل‌شده باشد. این بخش از سوره، مربوط به سست ایمانان و منافقانی است که به‌ظاهر در صفوف مسلمانان قرار دارند اما در حقیقت دل درگرو ایمان ندارند. این بخش دوم است که به این صورت آمده است؛ (فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ*الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتهِمْ سَاهُونَ*الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ*وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُون)[11]‏ این آیات بخش دوم این سوره است که این مربوط به منافقین و سست ایمانانی است که به‌ظاهر اهل نماز هم هستند.

نکاتی در رابطه با بخش دوم سوره

چهار نکته در این آیه آمده است. وای بر نمازگزاران. نمازگزارانی که از نماز خویش، غافل هستند. نماز می‌خوانند اما از نماز غافل هستند. نمی‌گوید: وای بر کسانی که نماز نمی‌خوانند؛ خیر نمازخوان‌هایی که از نماز غافل هستند و در نماز، ریا می‌کنند و حق مردم را به‌عنوان ماعون که بعد توضیح می‌دهیم را نمی‌پردازند.

1.      نمازگزاران غافل

دو نوع صفت در نمازگزاران بی‌پایه و بی‌ریشه وجود دارد. یک صفت، بی‌اعتنایی به شرایط نماز و عبادت و بندگی خداست و دوم بی‌اعتنایی به مقررات خدا، در کمک به همنوعان و مسلمانان است. یکی مربوط به عبادت است که امر فردی و رابطه‌ میان فرد و خداست و دیگری رابطه‌ انسان با جامعه و نیازهای اجتماعی برمی‌گردد. این آیات، مربوط به منافقان است. مربوط به کسی نیست که به‌ظاهر پرچم کفر و شرک را بلند کرده و اعلام می‌کند که به قیامت اعتقادی ندارد.خیر مربوط به کسی است که پرچم اسلام را بلند کرده و در نماز شرکت می‌کند؛ اما پای همه‌ اقتضائات نماز و شرایط بندگی خدا نایستاده است. حالا یا منافقی است که اصلاً به خدا اعتقاد ندارد یا سست ایمان و (في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَض)است که در شمول اطلاق آیه قرار می‌گیرد. این بخش، مربوط به مدینه است. این نوع از نمازگزاران در مدینه هستند. در مکه برای این‌که نماز بخواند، شکنجه‌ زیر آفتاب و محصور شدن در شعب ابی‌طالب و فحش و ناسزا شنیدن را تحمل می‌کند. کسانی که با این اوصاف تحمل می‌کنند و نماز می‌خوانند علی‌القاعده مؤمن هستند و در مکه هستند. زمانی است که حق، در مظلومیت و ضعف است. اما در مدینه‌ای که مسلمانان قدرت و حکومت و سرباز و لشگر و قوانین دارند عده‌ای از روی ترس و طمع نماز هم می‌خوانند اما این نماز، پایه‌ومایه‌ای ندارد.

علت انتخاب نمازگزاران از میان عبادت‌کنندگان

قرآن در اینجا می‌خواهد عبادت‌کنندگان بی‌پایه را مورد نکوهش قرار دهد. انسان‌هایی که به‌ظاهر عبادت می‌کنند اما روح آن‌ها تماسی با این عبادت ندارد. بین این عبادتگران، نمازگزاران را موردتوجه قرار می‌دهد. خیلی جالب و عجیب است. شما وقتی‌که به آیات قرآن و روایات سری بزنید، هیچ عبادتی با نماز همتایی نمی‌کند. نماز در پیشانی عبادات است. نماز نماد بندگی خداست. نماز عالی‌ترین سکو برای پرواز در عالم غیب و ملکوت است. آن‌همه تمجید و تعظیمی که نسبت به نماز آمده، درباره‌ هیچ عبادت دیگری نیامده است. ذکر الله‌اکبر است و آن‌همه فضیلت دارد. چقدر جالب است که اسلام وقتی می‌خواهد منافق را نکوهش کند می‌گوید: همان نمازخوانی که به شرایط نماز دل نداده است. همان نمازی که آن‌همه عظمت و ثواب و نقش و ارزش دارد و در همه‌ قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته، همین نماز با این عظمت، ممکن است مانند یک پوسته‌ خالی از مغزی و شرایط و اقتضائات خود شود و مایه‌ سرشکستگی خود فرد در دنیا و آخرت شود. این نماز بااین‌همه عظمت و شکوه و زیبایی و ارزش، به یک‌چیزی مبدل می‌شود که قرآن می‌فرماید: (فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّين‏)[12]وای بر نمازگزاران. کدام نمازگزار؟ جواب می‌دهد: (الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتهِمْ سَاهُون‏‏)[13]کسانی که از نماز خود غافل هستند. نماز می‌خواند؛ حتی در جماعت و جمعه شرکت می‌کند. غافل از اصل نماز نیست؛ چون می‌فرماید نمازگزاری که از نماز خود غافل است؛ یعنی نماز می‌خواند اما از نماز خود غافل است.

مصادیق غافلان از نماز در روایت امیرالمومین7

از امیرالمومنین7هست که می‌فرماید: «لَيْسَ عَمَلٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الصَّلَاةِ فَلَا يَشْغَلَنَّكُمْ عَنْ أَوْقَاتِهَا شَيْ‏ء»[14] هیچ چیزی در پیشگاه خداوند، عزیزتر از نماز نیست. خداوند نماز را خیلی دوست دارد. پس به هوش باشید که هیچ اموری از دنیا، شما را از نماز و نمازهای جماعت و جمعه بازندارد. از ویژگی‌های مؤمن این است که امور دنیایی او را از جماعت و جمعه و نماز بازنمی‌دارد. چیزی شما را از نماز بازندارد. بخصوص در مورد نماز جمعه که در سوره‌ جمعه شنیده‌اید. (فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّه)‏[15]بعد می‌فرماید: «فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذَمَّ أَقْوَاما»[16] و این آیه را (الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتهِمْ سَاهُون‏‏)تلاوت کردند. اما خداوند گروهی از این نمازگزاران را مذمت کرد و بعد می‌فرماید این‌ها چه کسانی هستند؟ چه کسانی از اهل نماز هستند که از نماز غافل هستند؟ در این روایت آمده است که « اسْتَهَانُوا بِأَوْقَاتِهَا »[17] کسانی که وقت نماز را رعایت نکردند. اول وقت، بادل و جان، لحظه‌شماری کرده برای این‌که به محضر خدا مشرف شود این نشانه‌ ایمان است. نشانه‌ ایمان شخص این است که قبل از وقت، در انتظار گفتگوی باخداست. وقت را رعایت می‌کند. هر کاری را بر نماز مقدم نمی‌دارد. نماز را به آخر وقت نمی‌گذارد؛ قضا نمی‌شود. در اینجا یکی از مصادیق ساهون آمده و به‌صورت کلی آمده است؛ یعنی شرایط، وقت، آداب، حضور قلب، اخلاص نماز و آن‌همه آداب ظاهری و باطنی که دارد باید رعایت شود. هر چه این آداب کمتر رعایت شود وارد این گروهی می‌شود که خداوند فریاد می‌زند: نفرین باد بر نمازگزارانی که از حقیقت نماز غافل هستند. وقت، آداب، اقامه‌ به جماعت را رعایت نمی‌کنند و آنچه که مربوط به نماز است را رعایت نمی‌کنند. این مذمتی است که خداوند راجع به منافقین، انسان‌های ضعیف‌الایمان می‌کند که نماز می‌خوانند ولی از نماز خود غافل هستند.

2.      عبادت‌کنندگان ریاکار

نکته‌ دوم هم (الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُون‏‏‏)[18]کسانی که اهل ریا هستند. ریا یعنی کاری که انجام می‌دهد به خاطر دیگران است که از سخت‌ترین مرض‌ها، ریاست. اگر ریایی در عبادت باشد هم حرام هست و هم عبادت را باطل می‌کند. در سایر اعمال، همیشه این‌طور نیست که حرام باشد و عمل را باطل کند ولی هرچه کمتر باشد ارزش انسان بالاتر می‌رود. انسان‌های پاک و منزه کسانی هستند که همه‌ کارهای خود را بر اساس خدا تنظیم می‌کنند. این کار دشواری است ولی لااقل این است که در عبادات و اعمال نیک، انسان از ریا پرهیز کند. ریا یعنی کاری کند که دیگران او را تشویق کنند. عمق ریا این است که به نظارت خدا و آینده‌ اعمال و در قیامت اعتقاد درستی ندارد. در چند جای قرآن به همین عنوان ریا اشاره‌شده است بدون این کلمه هم در خیلی از جاهای قرآن و روایات اشاره‌شده است. در پنج شش جای قرآن هست که ریا را مذمت کرده است که دو سه مورد آن مربوط به نماز است که یکی از آن‌ها در همین آیه است و یکی هم در سوره‌ نسا هست (إِنَّ الْمُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏ يُراؤُنَ النَّاس)[19]‏ منافقین می‌خواهند خدا را گول بزنند و با کسالت و بی‌حالی به‌پیشگاه خدا می‌برند. باید به خدا پناه برد. اگر به او گفته شود که یک جلسه یا کلاس و کسب‌وکار و است سرحال است ولی وقتی‌که به نماز ایستاده، بی‌حال و بی‌نشاط و کسل است. این درجه‌ای از نفاق است. وقتی‌که به نماز می‌ایستند با کسالت به نماز می‌ایستند و دوم این‌که (الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُون‏‏‏)[20]نماز را برای مردم و برای تشویق مردم می‌خواند. این نشانه‌ نفاق است. در این سوره‌ هم می‌فرماید: وای بر نمازگزارانی که از آداب و شرایط نماز غفلت می‌ورزند و نماز را برای دیدن و خوش‌آمد دیگران می‌خوانند. وای بر این‌ها و به خدا پناه می‌بریم که در زمره‌ این گروه قرار بگیریم.

(بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ أَ رَءَيْتَ الَّذِى يُكَذِّبُ بِالدِّينِ*فَذَالِكَ الَّذِى يَدُعُّ الْيَتِيمَ*وَ لَا يحَضُّ عَلىَ‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ*فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ*الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتهِمْ سَاهُونَ*الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ*وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُون‏)[21]

صدق الله العلی العظیم.

 

 

خطبه‌ دوم

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی علی امیر المؤمنین و علی الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و خلف القائم المنتظر. ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمن و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین.

أَعُوذُ بِاللَّـهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)[22]عبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللهبار دیگر همه‌ شما و خودم را به پارسایی و پرهیزکاری دعوت می‌کنم و امیدواریم که همواره با یاد خدا و قیامت و مرگ، در تهذیب نفس و اصلاح اخلاق خود کوشا باشیم.

نکاتی در رابطه با کار و کارگر

چند نکته و مناسبت است که در فرصت موجود، به آن‌ها اشاره می‌کنم. در آستانه‌ روز جهانی کار و کارگر قرار داریم که هم باید این روز و مناسبت را به کارگران و کسانی که عناصر اصلی گردش چرخ صنعت و پیشرفت هستند، تبریک گفت و هم به نکاتی در اینجا باید توجه کنیم. همان‌طور که می‌دانید مفهوم کار و کارگر به معنای عام در نظر بگیریم، همه‌ کسانی که به شغل مؤثری در جامعه‌ مشغول هستند زیر سایه‌ این مفهوم قرار می‌گیرند؛ اما در دنیای امروز کارگر به کسانی گفته می‌شود که در بخش صنعت اشتغال دارند. بعد از تحولاتی که در قرون 18و 19 و 20 اتفاق افتاد، طبقه‌ کارگر یک طبقه‌ مهم اجتماعی شدند که در به حرکت‌ درآمدن چرخ‌های زندگی و پیشرفت جوامع و تحول صنعت در همه‌ جوامع، نقش بارز و ممتازی دارند. در کشورهای صنعتی، به خاطر ظلم و تجاوزی که در بسیاری از مواقع از سوی سرمایه‌داران می‌شد، طبقه‌ کارگر به قیام و انقلاب پرداختند و بسیاری از قیام‌ها را داریم که این طبقه برای احقاق حق خود بر خواستند تا این‌که بشر فهمید که باید جایگاه این‌ها را حفظ کند؛ اما امروز هم این قشر نیازمند به توجه است.

ضرورت اهمیت به قشر کارگری

سر قضیه هم این است که ما ازیک‌طرف به سرمایه‌گذاری و تشویق سرمایه و انباشت سرمایه برای رشد اقتصادی در جوامع نیاز است و از طرف دیگر تمرکز سرمایه در نقطه‌های مخصوص، آن‌هم جدای از وجدان و انصاف انسانی و بشری، مایه‌ نابسامانی‌های زیادی در جوامع شده و امروز هم وجود دارد. برای معالجه‌ این امر یعنی ازیک‌طرف باید سرمایه‌ها جمع شود و سرمایه‌گذاری باید توسعه پیدا کند، صنایع که یکی از پایه‌های اصلی زندگی بشر است باید گسترش پیدا کند و عظمت و پیشرفت جوامع به این است که به صنعت بپردازند و به نحوی صنعت پایه‌ کشاورزی و پایه‌ زندگی بشر شده است و لذا توجه به صنعت و فناوری، لازمه‌ پیشرفت جوامع هست. ما و جوامع اسلامی هم اگر بخواهند پیشرفت کنند ضمن این‌که روی اصول و مبانی خود باید ایستادگی کنند اما چاره‌ای جز این نیست که به صنعت و سرمایه‌گذاری توجه کنیم. اما پرداختن به سرمایه‌گذاری و رشد صنعت که لازمه‌ رشد و ترقی جامعه هست، هنگامی ارزش  و مفید است که با نگاه الهی و انسانی باشد. در گردش چرخ‌های صنعت، حقوق کارگران و حقوق جامعه، رعایت شود. برای رعایت این امر، هم باید سرمایه را تشویق کرد و هم باید تعاونی‌ها را توسعه داد تا سرمایه‌های خرد هم از همه‌ طبقات متوسط جامعه بتوانند پایه‌ رشد صنعت شود و برای همه درآمدی داشته باشد و هم این‌که کارگران که عناصر اصلی و بدنه‌ صنعت هستند هم به لحاظ انسانی و هم به لحاظ حقوق اجتماعی و اقتصادی مورداحترام باشند و حق آن‌ها ضایع نشود. این‌ها اصولی است که باید با این اصول به صنعت و توسعه‌ آن توجه کرد.

ضرورت فرهنگ‌سازی و حمایت‌های دولتی و مردمی برای توسعه‌ صنعت در منطقه

استان و منطقه‌ ما منطقه‌ای است که به دلایل مختلفی که باید در جای خود بررسی شود، رویکرد خوبی به صنعت داشته و باید تقدیر و تشویق کرد. شتابی که استان و منطقه‌ ما به سمت  صنعت داشته، امر پسندیده و ارزشمندی است که هم وظیفه‌ مردم است که به این سمت بروند و به آن توجه کنند و هم مسئولان و دولت‌مردان است که از سرمایه‌گذاری و توسعه‌ صنایع، به‌تناسب آنچه که در استان و منطقه هست حمایت کنند و آن را تشویق کنند. این وظیفه‌ دولت‌مردان است و قبل از آن وظیفه‌ خود مردم است که فرهنگ آن‌ها فرهنگ تلاش و سرمایه‌گذاری باشد و باید این فرهنگ در شهر ما هم باشد. فرهنگ بیکاری و کسالت و تنبلی و به انتظار این‌که کار اداری و آسان پیدا شود، این‌ها خلاف لازمه‌ رشد یکجامعه‌  و خلاف نگاه اسلامی است. باید فرهنگ، فرهنگ کار و تلاش و تکاپو و جمع‌کردن سرمایه‌ها و سرمایه‌گذاری برای پیشرفت صنعت و زیرساخت‌های جامعه باشد. فرهنگ کار و تلاش و سرمایه‌گذاری و پیشرفت امور صنعت از کودکی در فرزندان ما تقویت شود. اما هم‌زمان با این‌‌ها باید اخلاق و نگاه انسانی و توجه به تعاونی‌ها و توجه به حقوقی که کارگران دارند هم امر مهمی است که باید این‌ها باهم و متوازن در مهندسی جامعه، طراحی شود و فرهنگ جامعه هم باید این‌طور باشد. هم قوانین و مقررات باید تقویت‌کننده‌ اقتصاد و صنعت باشد؛ هم حمایت‌کننده‌ از کارگران و هم فرهنگ جامعه و فرهنگ کارفرمایان، باید احترام و تکریم به کارکنان و کارگران باشد. ما سه چهار هزار نفر در منطقه داریم که کارگر هستند و در صنایع مختلف، فعالیت دارند. جمعیت سه چهار هزار نفر، جمعیت مهمی است. نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری و توسعه‌ صنعت برای رفع بیکاری مهم است و باید تشویق شود.

رعایت حقوق کارگری توسط مسئولان و کارفرمایان

اما درعین‌حال، باید هم مسئولان و هم کارفرمایان، آن‌هایی که سرمایه‌ای دارند توجه کنند که نعمتی که در دست آن‌هاست یک بخش مهمی از آن‌ها همین کارگران هستند. با آن‌ها با انسانیت و اخلاق برخورد کنند و حقوق آن‌ها را رعایت کنند. روابط انسانی، میان کارگران و کارفرمایان می‌تواند صنعت را به‌پیش ببرد. علاوه بر این‌که یک امر اخلاقی و ارزشی است در خود اقتصاد هم اثر دارد. بنابراین هم این مناسبت را باید تبریک گفت و هم باید توصیه کرد که اولاً به تشویق و ترغیب سرمایه‌گذاری از ناحیه‌ مسئولان و فرهنگ سرمایه‌گذاری در خود مردم این وظیفه است. دوم تشویق تعاونی‌ها تا جلوی فاصله و تفاوت طبقاتی را بگیرد و سوم روابط انسانی میان کارفرما و کارگر است. باهم دست‌به‌دست هم بدهند و حقوق هم را رعایت کنند. خوب و درست‌کار کنند و درست هم حقوق کارگران را رعایت کنند تا صنعت توسعه پیدا کند. ما دو سه هزار نفر بیکار داریم که در سطح استان‌ هم بیکاری زیادی هست که بین 10 تا 18 درصد گفته‌شده است که این نیازمند تشویق سرمایه‌گذاری، فرهنگ کار، تلاش و روابط خوب بین کارگر و کارفرما و صنعت است و امیدوارم که این نکات به‌عنوان محورهای رشد و توسعه‌ منطقه و محورهای مهم اخلاقی که می‌تواند چرخ‌های صنعت را به حرکت دربیاورد بیشتر توجه شود و باید هم از کارگران و هم از کسانی که در پی سرمایه‌گذاری هستند، تشکر کرد. این‌یک مناسبت بود که لازم بود راجع به آن بحث کرد.

شهید مطهری و خدمات بی‌نظیر ایشان

نکته‌ دوم در آستانه‌ شهادت استاد شهید مطهری و روز معلم قرار داریم که این دو باهم تقارن پیدا کردند و مناسب بسیار جالبی است که در این روز پیش‌بینی‌شده است. 12 اردیبهشت، روزی است که تیغ جفای کوردلان و منافقان، بیرون آمد و مغز متفکری بزرگ و اندیشمندی مجاهد را نشانه گرفت. مرحوم شهید مطهری از نوادر روزگار ما از فرزانگان ممتاز و کم‌نظیر معاصر ما بودند. عالم اندیشمندی که در غالب رشته‌های اسلامی، از تخصص و مهارت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و این‌همه علم و دانش و اصالت فکر اسلامی را در خدمت انقلاب اسلامی و جوانان مملکت و دانشگاه‌های کشور قرارداد. در روزگاری که تیرهای بلا مغزهای جوانان ما را نشانه گرفته بود و اندیشه‌های باطل و انحرافی مارکسیستی و التقاطی دانشگاه‌ها و مغزهای جوانان ما را عاماج خطر کرده بودند، مرحوم شهید مطهری با کوله‌باری از علم و دانش و تقوا، حوزه را رها کرد و در تهران و در دانشگاه حضور پیدا کرد و منشأ آن‌همه خدمت شد. قلم و بیان و استادی و هنر و نویسندگی و کتاب و مقالات او جلوه‌های نوری بودند که از این شخصیت بزرگ می‌درخشید. خدمت فکری و اعتقادی که آن استاد بزرگ، به انقلاب اسلامی و به جوانان ما کرد کم‌نظیر است. مرزهای اعتقادی ما را پاس داشت. هنوز هم کتا‌ب‌ها و نوشته‌ها و افکار و اندیشه‌های مطهر او راه گشای همه‌ ماست. جوانان و دانشگاهیان ما باید به امور اعتقادی و تقویت پایه‌های فکری و اعتقادی خود بپردازد که یک بخش مهم از آن، با کتاب‌های شهید مطهری تنظیم می‌شود. معلم و اندیشمندی مجاهد و انسان متعهدی که همه‌ وجود خود را وقف اسلام کرد و شهادت بهترین پاداشی بود که خداوند نصیب او کرد. رحمت و رضوان خدا بر آن روح بلند و تابناک الهی.

ضرورت ارتباط مردم با روحانیت راستین

باید تأکید کنیم که ارتباط با روحانیت راستین، ارتباط با عالمان پاک و وارسته و آشنایی با اندیشه‌هایی مانند اندیشه‌های مرحوم مطهری، دستگیر و مایه‌ هدایت ماست که نباید از آن غافل باشیم. بخصوص نسل جوان و دختران و پسران دانشجوی ما که باید برای ‌آن‌ها برنامه داشت و تلاش کرد.

پاسداشت روز معلم

چنین روزی به‌عنوان روز معلم هم یادشده که باید از همه‌ سربازان فکر و فرهنگ و معلمان و مربیان علم و اخلاق که در آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌ها و حوزه‌ها در خدمت نسل امروز هستند، برای این‌که علم و دانش در این کشور توسعه پیدا کند تقدیر و تشکر کرد. بحمدالله خدمات ارزشمند میلیون‌ها معلم و استاد و مدیر و دبیر، در خدمت جامعه است و اگر این خیل عظیم، علم و دانش را بااخلاق و معنویت درآمیزند و همه‌ مجاهدت خود را برای پرورش انسان‌های بزرگ و عالم قرار دهند، بازهم این کشور می‌تواند قله‌های بلندتری را فتح کند. پیشرفت‌های علمی کشور ما داشته به آموزش‌وپرورش و به دانشگاه‌ها برمی‌گردد. ما این مراکز علمی را باید از آسیب‌ها و آفت‌هایی که جامعه‌ ما را از اخلاق و طهارت و پاک‌دامنی تهی می‌کند باید حفظ کنیم. این وظیفه‌ مدیران و معلمان و مربیان و خانواده‌هاست که فرهنگ علم و تحصیل، اخلاق و معنویت، دوری از آفت‌ها و آسیب‌های اخلاقی را توسعه دهند و روز معلم را باید گرامی داشت و مقام و منزلت والای این سربازان خط مقدم پیشرفت علمی و اخلاقی را باید تکریم کرد.

سنگ‌اندازی‌های کشورهای غربی و آمریکا در مذاکرات هسته‌ای

در پایان ‌هم ما همین روزها در انتظار مرحله‌ای دیگر در بحث انرژی هسته‌ای هستیم که مجال توضیحات بیشتر نیست. آنچه که ما باید بر آن پافشاری کنیم و با بصیرت و درایت در پی آن حرکت کنیم، حفظ حقوق امروز و آیندگان کشور است. بهانه‌جویی‌های غلط و زورگویی‌های بی‌جایی که امروز، برای خلع کشورهای اسلامی از علم و دانش به کار می‌رود. آن‌ها خاورمیانه و کشورهای اسلامی را برای نفت خام آن‌ها می‌خواهند و معادن خام آن‌ها مورد رغبت آن‌هاست. آن‌ها دلشان می‌خواهد نفت و معادن ما را ارزان ببرند و علم و دانشی را که بتواند ارزش‌افزوده‌ این‌ها را بالا ببرد را از ما بگیرند. انرژی هسته‌ای که ما و همه‌ دنیا به آن نیاز دارد را از ما می‌خواهند از ما بگیرند و مطمئن هم باشید که اگر یکجا ایستادگی و شهامت و البته درایت و تدبیر نایستیم در جای دیگر هم گیر خواهند داد. در دنیای جنگلوار امروز، راهی جز قدرت و توان و علم و دانش، همراه با ایمان نیست. انقلاب اسلامی راه را به روی ملت ما گشوده است و ما و جوانان ما باید با ایمان و بصیرت و درایت و با علم و دانش، قدرت لازم را به دست بیاورند. ما قدرت فکری، معرفتی و معنوی بزرگی در دنیا هستیم. این قدرت باید همراه با علم و دانش و فناوری‌های پیشرفته بشود. پیشرفت در این عرصه، نیازمند به مقاومت و درایت و مجاهدت دارد که بحمدالله ملت ما از این ویژگی‌ها برخوردار است و امیدواریم که خداوند هم این ملت فداکار و مجاهد در راه خود را مورد لطف بیکران خود قرار دهد.

دعا

نسئلک اللهم و ندعوک، باسمک العظیم الاعظم، الاعز الاجل الاکرم یا الله

خدایا دل‌های ما را به انوار ایمان روشن بفرما؛ اللهم اغفر للمومنین و المومنات والمسلمین والمسلمات؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله؛ اللهم انصر جیوش المسلمین و عساکر المسلمین؛ خدایا خدمتگزاران به اسلام و مقام معظم رهبری و مراجع عظام را مؤید و منصور بدار؛ ارواح تابناک شهیدان و امام شهیدان و اموات و درگذشتگان و مراجع و علمای فقید ما و درگذشتگان این جمع را با اولیای خودت محشور بفرما؛ باران رحمت و برکاتت بر ما فرو بفرست؛ سلام ما را به محضر امام عصر7ابلاغ بفرما؛ ما را از یاران او مقرر بفرما.

(بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يلِدْ وَلَمْ يولَدْ وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)[23]

 

 


[1]. سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 102.

[2].نهج البلاغة، خطبه 204، ص 234.

2. سوره‌ی بقره‌ُ، آیه‌ی 197.

[4]. سوره‌ی ماعون، آیات 1-3.

[5]. سوره‌ی ماعون، آیه‌ی2.

[6]. سوره‌ی ماعون، آیه‌ی 3.

[7]. سوره‌ی ماعون، آیات 4- 7.

[8]. سوره‌ی واقعه، آیات 10 و 11.

[9]. سوره‌ی بقره، آیه‌ی 10.

[10]. سوره‌ی ماعون، آیات 1-3.

[11]. سوره‌ی ماعون، آیات 4- 7.

[12]. سوره‌ی ماعون، آیه‌ی 4.

[13]. سوره‌ی ماعون، آیه‌ی 5.

[14]. وسائل الشیعه، ج 4، ص 113.

[15]. سوره‌ی جمعه، آیه‌ی 9.

[16]. وسائل الشیعه، ج 4، ص 113.

[17]. همان.

[18]. سوره‌ی ماعون، آیه‌ی 6.

[19]. سوره‌ی نساء، آیه‌ی 142.

[20]. سوره‌ی ماعون، آیه‌ی 6.

[21]. سوره‌ی ماعون.

[22]. سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 102.

[23]. سوره الاخلاص


خطبه اول:

مقدمه:

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللّه[1]؛ ثم الصلاة و السلام علی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَّبینَ الأطهَرین لاسیُّما بقیة‌اللّه فی الارضین.اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم .«یا أَیهَا لَّذِینَ ءَامَنُواْ تَّقُواْ للَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُممُّسْلِمُونَ»[2]. عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

همه شما عزیزان را به تقوای الهی سفارش می‌کنم.

توضیح سوره ماعون:

بحث ما در سوره ماعون بود و عرض شد که این سوره به دو گروه تقسیم می‌شود. یک دسته مسلمانانی هستند که مبتلای به نفاق هستند و به شرایطی که باید در پیشگاه خدا عمل کنند چه در نماز و چه در واجبات به‌درستی عمل نمی‌کنند. «أَرَأَیتَ الَّذِی یکذِّبُ بِالدِّینِ؛»[3] آیا دیدی کسی که روز جزا و پاداش را تکذیب کرده و باور ندارد؟ و این شخص بی‌اعتقاد به قیامت همان کسی است که بایتیم با تندی و خشونت برخورد می‌کند. و نسبت به مسکین‌ها عاطفه انسانی و ترغیب به اطعام مساکین ندارد. ویژگی کسی که عالم غیب را قبول ندارد این دو صفت است که نسبت به یتیمان برخورد خشن و تند دارد و نسبت به مسکینان بی‌اعتناست. این قسمت اول سوره است که درباره یتیمان است.

یتیم:

 در قرآن هم تأکید بر احسان و تکریم یتیم کرده و هم توجه به نیازهای مادی یتیم. اسلام از ویژگی‌های مؤمن را این می‌داند که در میان اقوام و دوستان احساس درد دارد و نسبت به یتیمان بی‌تفاوت نیست. به نیازهای مادی و روحی یتیم توجه و اهتمام دارد. از اصول مهم ایمان است که انسان‌ها در برابر یتیمان بی‌تفاوت نباشند. مهم‌ترین صفت مذموم این است که کسی مال یتیم را بخورد. این بدترین نوع عمل در ارتباط با یتیمان است. در قرآن کریم و روایات به خوردن مال یتیم خیلی توجه شده و نکوهش و مذمت کرده است.« إِنَّ لَّذِینَ یأْکُلُونَ أَمْوَالَ لْیتَامَیٰ ظُلْماً إِنَّمَا یأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَیصْلَوْنَ سَعِیراً»[4]؛کسانی که اموال یتیم با ظلم می‌خورند و با مال یتیم تجاوز می‌کنند بدانند که آتش می‌خورند. لذا أکل مال یتیم از گناهان کبیره محسوب می‌شود.

وظایف مؤمن در قبال یتیم:

وظیفه‌ای که مؤمن و جامعه اسلامی نسبت به یتیم دارند خیلی فراتر است. اولین وظیفه مراقبت از مال یتیم است. تأکید اسلام فراتر از این است و اطعام و اکرام یتیم را نباید غفلت کرد. وظیفه ما این است که از اموال خودمان برای عزت و احترام و تأمین نیازهای یتیم مصرف کنیم و بی‌تفاوت نباشیم. در سالی که به نام پیامبر اکرم (ص) نامیده شده از هر چیزی مهم‌تر این است که شاخصه‌های اخلاقی پیامبر را موردتوجه قرار دهیم و یکی از آن‌ها همین انفاق و اکرام به یتیم است. از نشانه‌های انسان مشرک بی‌اعتنایی به یتیم است.

رسیدگی و تکریم یتیم:

بخش اول این سوره بنا به‌احتمال‌قوی در مکه نازل‌شده و شأن نزولش ابوسفیان یا ولید بن مغیره است. یَدُّعُ در لغت به معنای ردّ با خشونت است که در قرآن مورد نکوهش قرارگرفته است. دست رد به سینه یتیم زدن قسم بسیار زشت آن این است که مال خود یتیم را سلب کنند. انسان عواطف انسانی خودش را به یتیم ببخشد، از مال خودش ببخشد، و اگر کسی بخل و دریغ بورزد مشمول این آیه است. ممکن است کسی تمکن مالی نداشته باشد تا یتیم را رسیدگی کند، اما می‌تواند بااخلاق خوب، با پیگیری مشکلات، کمک کند. هر چیزی که موجب آرامش و تعالی یتیم می‌شود، جزو اکرام است. و اگر کسی متمکن باشد و با تندی بایتیم برخورد کند مشمول این آیه است که «  فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيم‏»[5]  . این همان انسان ناصالحی است که دست ردّ به سینه یتیم می‌زند این عمل زشتی است که در چند جای قرآن و روایات مورد نکوهش قرارگرفته است. عرض کردیم که انسان باید به یتیم احسان و اطعام کند. اطعام یعنی که نیازهای مادی او برطرف شود، اما احسان فراتر است، یعنی هم نیازهای مادی را می‌گیرد و هم تأمین نیازهای روحی و عاطفی یتیم را می‌کند. خویشان و آحاد جامعه موظف‌اند که هردو نیاز یتیم را برطرف کنند. چه با مال، چه بااخلاق خوش، و چه با پیگیری مشکلات یتیم.

سفارش امیرالمؤمنین در مورد یتیمان:

یکی از فرازهای مشهور آخرین وصیت‌های امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه این است: امیرالمؤمنین در بستر شهادت این وصیت را می‌کند: شما سفارش می‌کنم به یتیمان و مبادا که دهان آن‌ها را خالی بگذارید و شبی گرسنه بخوابند. مبادا باکار شما حقی از یتیم ضایع شود. شنیدم از رسول خدا (ص) که فرمودند کسی که یتیمی را سرپرستی کند تا او به بی‌نیازی برسد، خداوند بهشت را بر آن شخص واجب می‌کند.

احادیثی به نقل از رسول اکرم (ص):

در حدیث دیگری از پیامبر اسلام نقل‌شده است که «کُم لِلیَتیمَ کَالأبی الرَحیم»[6] تو برای یتیم مثل یک پدر مهربان باش. این نیاز یتیم نیست که فقط با پول، آن‌هم به شکل ناپسندی به او رسیدگی شود. مانند پدر برای یتیم باشد. پدر که به فرزندش چیزی می‌دهد، فرزند احساس حقارت نمی‌کند. این برخوردی بوده که در سیره پیامبر و ائمه شاهد هستیم. ارزش کمک زمانی است که با مهربانی، عواطف انسانی باشد.

باز در حدیث دیگری از پیامبر اسلام (ص) آمده که «أَنَا وَ کافِلَ الیَتیمُ کَالهاتَین»[7] این حدیث هم در منابع شیعه و هم سنی نقل‌شده است. پیامبر در جمع اصحاب فرمودند من و کسی که یتیمی را سرپرستی کند در بهشت مانند دو انگشت چسبیده به هم هستیم. مقام و منزلت پیامبر فوق آن چیزی است که ما تصور می‌کنیم. یعنی درجه کسی که نسبت به یتیمان مهر و محبت می‌ورزد با پیامبر در بهشت نزدیک به هم است.

و نیز در حدیث دیگری فرمودند: کسی که سه یتیم را سرپرستی کند مانند کسی است که شب را زنده نگاه می‌دارد و روزها را روزه می‌گیرد و برای خدا وارد جنگ می‌شود.

توجه اجتماعی به یتیمان:

توجه به یتیمان ‌هم وظیفه فردی و هم وظیفه دولت اسلامی است که حقوق آن‌ها پایمال نشود، نیازهای روحی و مادی آن‌ها تأمین شود. هر کس باید تلاش کند آبرومندانه و با رعایت همه ریزه‌کاری‌ها دست یتیمان را بگیرد و تا مرز خودکفایی و بی‌نیازی برساند. گاهی به این شکل است که مؤسسات خیریه راه‌اندازی شود، یا در قالب کارهایی که دولت در مورد یتیمان باید انجام دهد.

در این آیه در مورد کسانی است که دست ردّ به سینه یتیم می‌زنند. و وظیفه آحاد ملت است که نیازهای مادی، عاطفی، و تحصیلی آن‌ها را تأمین کنند. امیدواریم که خداوند به همه ما توفیق عمل به وظایف اجتماعی را عنایت بفرماید.

خطبه دوم:

مقدمه:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * أَرَأَیتَ الَّذِی یکذِّبُ بِالدِّینِ*فَذَلِک الَّذِی یدُعُّ الْیتِیمَ*وَلَا یحُضُّ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکینِ*فَوَیلٌ لِّلْمُصَلِّینَ*الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ*الَّذِینَ هُمْ یرَاؤُونَ*وَیمْنَعُونَ الْمَاعُونَ.»

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین . اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا لَّذِینَ ءَامَنُواْ تَّقُواْ للَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَتَّقُواْ للَّهَ إِنَّ للَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» [8]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

بار دیگر شما و خودم را به پارسایی و خویشتن‌داری از گناه و عمل به وظایف الهی سفارش می‌کنم. امیدواریم خداوند به همه ما توفیق عبادت خالصانه را عنایت بفرماید.

امروز روز شهادت یازدهمین ستاره تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام حسن عسگری (ع) است. این مناسبت را به شما و به‌خصوص صاحب‌عزای امروز امام زمان تسلیت عرض می‌کنم.

شهادت امام حسن عسگری و آغاز امامت ولیعصر:

همیشه یاد ایام شهادات ائمه برای ما یادآور حزن و اندوه است. همراه شدن این روز با تخریب بقعه این امام بزرگوار در سامرا مایه تأسف و تأثر است. سلام و درودمان را به محضر این امام بزرگوار عرض می‌کنیم. طبعاً امروز هم روز حزن است و هم آغاز امامت مهدی موعود است. از وظایفی که بر دوش ائمه بخصوص امامانی که منتهی به دوره غیبت می‌شوند زمینه‌سازی برای پذیرش امامت امام عصر و غیبت بود. بعد از دو قرن و نیم که از زمان پیغمبر که می‌گذشت به دلایلی که باید در جای خودش بیان می‌شود، جامعه باید آماده پذیرش امامت امام عصر و غیبت شود. امام حسن عسگری تمام زمینه‌ها را آماده کرده بود تا آقازاده در سنین کودکی موردقبول قرار بگیرد و بعدازآن غیبت طولانی آن حضرت. امیدواریم که خدا همه ما را از محبان این خاندان و منتظران ظهور حضرت ولی‌عصر قرار دهد.

هفته وحدت:

با عنایت به اینکه از سوی مقام معظم رهبری به نام مبارک و فرخنده پیامبر اسلام (ص) باید مورد اهتمام قرار گیرد. مناسب است که امسال مساجد، روحانیون و اهل فکر و فرهنگ ما تلاش کنند تا فرهنگ پیامبر در جامعه افزایش پیدا کند. همیشه موظف به این کار هستیم ولی باید بخصوص بکوشیم بر معرفت و مذهبمان از الگوی پیامبر اسلام بی‌افزاییم. این وظیفه‌ای است که در مساجد و منابر و سایر نهادهایی که متکلف تعلیم و تربیت هستند به امر آشنایی بیشتر با پیامبر اسلام و آن چهره نورانی و اسوه اعلای بشریت افزوده شود. و همچنین وجود مبارک او را موجب وحدت و همکاری میان امت اسلامی قرار دهیم. بنابراین در هفته وحدت و میلاد پیامبر اسلام ان‌شاءالله جشن‌ها و مراسم باشکوه اما پیراسته از گناه و خطا برگزار شود.

شهادت آیت‌الله صدر:

مرحوم شهید صدر و خواهر بزرگوارشان که نزدیک به هم در زندان صدام با شکل بسیار فجیعی به شهادت رسیدند، از نوادر و نوابغ روزگار معاصر بودند. میز خطابه اجتماعی جایی نیست که درباره شخصیت و ابعاد وجودی ایشان سخن بگوییم. چهره‌ای که در سنین کودکی اهل‌قلم بود. ایشان در 48 سالگی به شهادت رسیدند درحالی‌که از مراجع بودند، در حوزه‌های مختلف کلامی، تفسیری، فقهی، اصولی و ... در سنین جوانی نظریه‌پردازی داشتند و بعضی از کتاب‌های ایشان در دنیای غرب هم مطرح است. فکر و اندیشه و اخلاق ایشان مثال‌زدنی است. بعد از امام راحل کمتری کسی هستند که ازنظر اخلاقی و عظمت به شهید صدر برسند. شخصیتی که تمام توانایی‌های یک انسان بزرگ در او جمع است. و درعین‌حال مجاهدت درراه خدا و مقابله با صدام ایستاد و تا مرز شهادت پیش رفت. در زندان شکنجه‌های فراوانی دیدند که ازجمله آن‌ها سوراخ کردن سر ایشان با مته است. ایشان در منطق صاحب ‌نظریه‌ای است که در دنیا مطرح است. در سایر علوم اسلامی صاحب‌نظر و جزو قله‌های فرزانگان عالم اسلام است. در کنار ایشان خواهری بود که ازدواج نکردند و در زمان اختناق زمان بعث و رژیم عراق ایستادگی کرد و هردو در زندان به شهادت رسیدند. رحمت و رضوان خدا بر این دو شهید بزرگوار. جوانان ما نیازمند این هستند که این مفاخر جهانی را بهتر بشناسند.

رزمایش پیامبر اکرم (ص):

عزیزان ارتشی و لشگری در آغاز سال مانور آبرومندانه و باشکوهی برگزار کردند و نشان دادند که ما در عین تحریم‌ها و در متن همه سختی‌هایی که بر ما تحمیل‌شده این توانمندی در ما وجود دارد که در خاورمیانه و در خلیج‌فارس که یک منطقه حساس دنیاست، و به لحاظ نقطه سوق‌الجیشی فوق‌العاده‌ای که دارد و حساسیت امینتی، اجتماعی که در دنیا دارد، ایران بدون اتکا به قدرت‌های بیگانه درصحنه حضور دارد. ما باید تلاش کنیم تا توانمندی خودمان را در عرصه مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و در عرصه نظامی حفظ کرده و افزایش دهیم. این عظمت کشور ما برای دشمنان قابل‌تحمل نیست و به تلاش‌های گسترده‌ای دست زدند تا در افکار عمومی دنیا ما را محکوم کنند. این رزمایش ما نشان‌دهنده مزیت‌های ارزشمندی بود که نیروهای ما در طول این سال‌ها به دست آوردند. ان‌شاءالله امسال هم کشور ما قدم‌های بلندتری در جهت توسعه و تعالی خود خواهد برداشت.

هفته سلامت:

قبل از درمان باید به پیشگیری فکر کرد. فرهنگ پیشگیری باید در جامعه ما مرسوم شود. ازجمله مسائلی که اهل‌فن اعلام می‌کنند این است که سه عامل مهم در رتبه اول مرگ‌ومیرها و مشکلات بهداشتی کشور است: 1- سوانح و حوادث، 2-بیماری‌های قلبی و عروقی، 3- انواع سرطان‌ها. دو عامل اول بخصوص بهداشت، پیشگیری و توجه خانواده فوق‌العاده می‌تواند در آن امر مؤثر باشد. بیشترین آمار مرگ‌ومیر در درجه اول سوانح و حوادث است که بافکر، فرهنگ، رعایت مقررات و توجه مسئولان قابل‌کنترل است. توجه به رژیم‌های غذایی، ورزش، رعایت بحث‌هایی که در سلامت مطرح است جزو وظایفی است که بر عهده تک‌تک ما هست. اینکه در خطبه نماز جمعه به این بحث‌ها پرداخته می‌شود یعنی اسلام ما دین جامع و کاملی است. همان‌طور که در یک بحث عبادی آن‌همه ظرایف و دقائق را مدنظر دارد، در این بحث‌های اجتماعی هم تأکید دارد. لذا جزو وظایف شرعی، اجتماعی خانواده‌ها و عموم جامعه است که در کانون خانواده، محیط کار به امر بهداشت و قوانین توجه شود. ان‌شاءالله خداوند همه ما را به وظایفمان آشناتر بفرماید.

زلزله:

زلزله‌ای که آمد بزرگ نبود به‌هرحال خسارت‌هایی داشت که امروز مبالغی برای کمک زلزله‌زدگان جمع خواهد شد. باید نسبت به مقاوم‌سازی مساکن در برابر این بلایایی طبیعی تأکید کنیم.

خدایا دل‌های ما را به انوار معرفت خودت روشن بفرما. ما را از پیروان راستی پیامبر قرار بده. ارواح شهیدان، روح امام و امواتمان با اولیائت محشور بفرما. گناهان ما را ببخش. قدم‌های ما را درراه خود ثابت بدار. ما را از سربازان امام زمان قرار بدهد....

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الأعزّ الأجلّ الاکرم یا الله ... یا ارحم الرحمین. اللهم ارزقنی توفیق الطاعة و بعدالمعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر واهله.

 

 


[1]. سوره اعراف، آیه 43.

[2]. سوره آل‌عمران، آیه 102.

[3]. سوره ماعون، آیه 1.

[4]. سوره نساء، آیه 10.

[5]. سوره ماعون، آیه 2.

[6].بحارالانوار،ج 74،ص 171

[7].مستدرک،ج 2، ص 474

[8]. سوره الحشر، آیه 18.


بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه اول

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا آن هَدَانَا اللّه[1]؛ ثم الصلاة و السلام علی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَبینَ الأطهَرین لاسیُّما بقیة‌اللّه فی الارضین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ آن اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»[2]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

همه شما برادران و خواهران نمازگزار و خودم را به تقوای الهی و مبارزه با هواهای نفسانی، اطاعت حق‌تعالی و ذکر و شکر او در همه احوال دعوت می‌کنم. امیدواریم خداوند درهای برکات و رحمت خود را بر ما بگشاید و همه ما را از بندگان شایسته خود قرار دهد.

نکات تفسیری سوره همزه

بحث ما در سوره همزه بود. در این قسمت از سوره شریفه انسان‌هایی که به جمع مال پرداخته و آن مال آن‌ها را مغرور ساخته و به‌تحقیر دیگران و خودپسندی کشانده است، مورد نکوهش قرارگرفته‌اند، گرچه صفت عیب‌جویی و مسخره کردن به‌طورکلی مورد مذمت قرارگرفته است.

گناهان زبانی

در حدیث معراج نبی اکرم (ص) می‌فرمایند من در هنگامی‌که در معراج بودم و جهنم را تماشا می‌کردم عذاب‌های دردناکی نسبت به گروهی را دیدم گروهی که با زبان‌های خود در میان شعله‌ها آویخته شده بودند. در مورد آن‌ها سؤال پرسیدم، گفتند: آن‌ها مسخره کنندگان دیگران هستند. گناهان زبان در برخی کتب اخلاقی تا 70 گناه برشمرده شده است که بسیاری از آن‌ها از گناهان کبیره ایست که وعده عذاب بر آن‌ها واردشده است.

به‌طورقطع یکی از اعضایی که بیشترین گناهان از آن صادرشده و مایه دوری از خدا و موجبات عذاب ابدی است، این عضو کوچک یعنی زبان است. همان‌طور نماز، ذکر، امربه‌معروف و نهی از منکر و ...از عباداتی هستند که می‌تواند با زبان صورت پذیرد.

دشواری کنترل زبان

انسان‌هایی که بر زبان خود مسلط بوده و زمام آن را به دست عقل و خدا بسپارند، رستگار هستند. کسی که زبان خود را از دروغ، تهمت و استهزاء و نافرمانی خدا مصون بدارد، موفق خواهد بود، هرچند که کنترل این عضو بسیار دشوار است. اقدامات ظاهری به نحوی است که اگر گناهی با آن‌ها انجام گیرد، مشخص خواهد بود، برخلاف زبان که به‌سادگی نمی‌توان کسی را بدان مجازات کرد و به‌سادگی نیز قابل معالجه نیست.

همزه و لمزه که در ابتدای این سوره شریفه ذکرشده است، گناهی است که بخشی از آن با زبان در ارتباط است و قسمتی از آن نیز با حرکات است مانند ادای دیگری را با حرکات چشم و ابرو درآوردن یا.

سم مهلک زبانی

تفاوتی بین همزه و لمزه بود که در خطبه قبل بیان شد که نزدیک به 5 وجه بود. در آیات گناهان مختلفی وجود دارد که به گناهان زبانی برمی‌گردد؛ استهزاء، عیب‌جویی، دروغ و ...، در روایات نیز این‌چنین است. همه جزء گناهان کبیره است. در جلسه خانوادگی، کلاس درس، محیط کار و ...این سم مهلک وجود دارد. این گناهان زبانی به شوخی نیز بد خواهد بود و جدی آن گناه کبیره است و به وجه افراد خدشه وارد می‌کند. گاهی آشکار این کار صورت می‌گیرد و گاهی به نحو مخفی است. با کلمه لمز، در سوره حجرات است به این مطلب اشاره دارد؛«وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ»[3] ؛ یکدیگر را مسخره نکنید.

اسلام شادی و نشاط و شوخی را منع نکرده است، اما نشاط و شوخی انسان مؤمن در چارچوب‌های مشخصی است. یکی از آن‌ها این است که لذت و شادی خود را در عیب‌جویی و استهزاء دیگران جستجو نکنید. یا درجایی دیگر است؛ «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ آن لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُون‏»[4]

عده‌ای به کارهای نبی خدا (ص) استهزاء می‌کنند؛«الَّذينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعينَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذينَ لا يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليم‏»[5]

اگر این تحقیر نسبت به فقراء و مؤمنان باشد، دارای عذابی مضاعف از اصل گناه این ذنب خواهد بود. در برخی‌ آیات بدین گونه بیان‌شده است؛ و اگر متوجه صلحاء و مانند شخصیتی مثل نبی اکرم (ص) شود، این گناه اشد خواهد بود؛ که منافقان در زمان ایشان مبتلای به همین درد بودند.

حقوق فقراء در جامعه اسلامی

فقر و غناء ملاک ارزیابی شخصیت انسان‌ها نیست، لذا اسلام برای فقراء در جامعه دو نوع حق قرار داده است، البته متذکر این نکته باشیم که اسلام دین کار و تلاش است و کسانی که تنبلی می‌کنند مورد نکوهش اسلام هستند.

یک حق، حق مالی است که همه آحاد جامعه در برابر ناداران مکلفند چه در قبال انفاق واجب و چه در قبال موارد مستحب آن. وقتی یتیمی گرسنه بخوابد بازتاب آن‌همه مکلفین را در برمی‌گیرد، افرادی که وظیفه واجب خود را انجام ندادند، گناه کرده و بقیه نیز مبتلای به آن خواهند بود؛

«وَ الَّذينَ في‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُوم‏»[6]تعبیر بلند و زیبای قرآن این است که در اموال آن‌ها حق آن‌ها ثابت است تا وقتی‌که نیاز آن‌ها برطرف نشود، همه آن‌ها مورد مؤاخذه است.

این حق اقتصادی است که برای برقراری عدالت اقتصادی، اسلام در جامعه قرار داده است. باید حرمت و شخصیت انسانی محفوظ بماند. اسلام روی این تأکید دارد که انفاق باعث زیر پا گذاشتن شخصیت فرد نشود. خداوند در این سوره در ابتدا با ویل و در آخر آن، با وعده عذابی شدید نسبت به همز و لمزها برخورد می‌کند. گویا نزد این افراد دیگران ارزش انسانی ندارند، این شدیدترین گناهی است که خداوند از آن نخواهد گذشت.

خطبه دوم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ[7]» عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

همه شما برادران و خواهران نمازگزار و خودم را به ذکر و شکر الهی و تقوای او دعوت می‌کنم. امیدواریم خداوند در آستانه ماه‌های رجب، شعبان و رمضان توفیق هرچه بهتر استفاده نمودن از آن‌ها را به ما عنایت بفرماید.

چند موضوع را به نحو فهرست‌وار بیان می‌کنم؛

ضرورت بهره‌گیری از ماه‌های آینده

روزهای پایانی ماه جمادی را طی می‌کنیم و در آستانه‌های ماه‌های گرامی قرار داریم. خداوند را بر نعمتی که بر ما ارزانی داشت و ما را محافظت کرد تا ماه‌های دیگر الهی را درک کنیم سپاس گذاریم. از هم‌اکنون باید خود را برای استفاده بیشتر از این سه ماه آماده کنیم. این سه ماه می‌درخشند و به استناد احادیث فراوان که می‌فرمایند چه الطاف و گوهرهای زیادی در این ماه‌ها قرار داده‌شده است؛ چه در شب‌ها و چه در روزها، در دعاها و اذکار آن‌ها اسرار الهی نهفته است. ما به مهمانی ویژه‌ای دعوت‌شده‌ایم. خوشا به حال کسانی که از هم‌اکنون برنامه استفاده بهتر از این ماه‌ها ریخته‌اند و خوش به حال جوانانی که این گونه‌اند.

اگر به مفاتیح و المراقبات میرزا جواد آقا تبریزی آن عارف بزرگ نگاه کنید، خواهید دید چه سفره‌های عظیمی در این ماه‌ها بازشده است. این فرصت را به‌خصوص جوانان عزیز باید غنیمت شمرده و آشنا شوند. لذت‌های عظیمی در این فرصت‌ها وجود دارد که در صورت درک آن، فرد آن را برتر از هر لذت دیگر می‌داند.

فضیلت ماه رجب

از باب نمونه حدیثی که از نبی اکرم (ص) در حدیث ملک داعی نقل‌شده، بیان می‌کنم؛ حضرت می‌فرمایند؛ ماه رجب که آغاز می‌شود، در آغاز و شب این ماه خداوند ملک خاصی را در آسمان‌ها قرار داده و فریاد او به انسان‌ها این است؛

«عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: آن اللَّهَ تَعَالَى نَصَبَ فِي السَّمَاءِ السَّابِعَةِ مَلَكاً يُقَالُ لَهُ الدَّاعِي فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ يُنَادِي ذَلِكَ الْمَلَكُ كُلَّ لَيْلَةٍ مِنْهُ إِلَى الصَّبَاحِ طُوبَى‏ لِلذَّاكِرِينَ‏ طُوبَى لِلطَّائِعِينَ وَ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَنَا جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِي وَ مُطِيعُ مَنْ أَطَاعَنِي وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِي الشَّهْرُ شَهْرِي وَ الْعَبْدُ عَبْدِي وَ الرَّحْمَةُ رَحْمَتِي فَمَنْ دَعَانِي فِي هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِي هَدَيْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَيْنِي وَ بَيْنَ عِبَادِي فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَيَّ.»[8]

خوشا به حال ذاکرین و اطاعت‌کنندگان. خطاب خداوند به بندگان خود در این ایام این است. خداوند می‌فرماید؛ من هم‌نشین کسانی هستم که با دعا و ذکر و مناجات در کنار من می‌نشیند، من فرمان‌بر کسی هستم که فرمان‌بر من است. کسانی که در این ماه‌ها دست به استغفار بزنند آن‌ها را می‌بخشم. این ماه، ماه من و تو بنده من و رحمت، رحمت من است. کسی که مرا در این ماه بخواند به او جواب می‌دهم، کسی که از من هدایت بخواهد او را هدایت خواهم کرد. (بالاترین درخواست در این ایام این است)

این ماه ریسمانی میان من و بنده من است. کسی که به آن چنگ آویزد به من رسیده است. خدایا در این روز شریف و در آستانه ماه رجب از تو می‌خواهیم به ما توفیق درک این ماه‌های شریف، توفیق توبه ویژه در این ماه‌ها عنایت فرما و ما را از بندگان ویژه خود در این ماه‌ها قرار بده.

اهمیت کمک در زمینه‌های خیریه

موضوع دوم به مناسبت روز بهزیستی و تأمین اجتماعی است که لازم است از خدمات این عزیزان تشکر کنم. در سال 84 مشارکت مردمی فقط نسبت به بهزیستی که در خدمت معلولان و محرومان قرار داده‌شده است، نزدیک به 320 میلیون بوده و دولت نیز قریب به 800 میلیون قرار می‌دهد. دولت باید در این زمینه سرمایه‌گذاری کند که اخیراً کارهای خوبی انجام داده‌اند.

این بحث با خطبه اول نیز ارتباط دارد. وظیفه آحاد کسانی که تمکن دارند این است که دست نیازمندان جامعه را بگیرند. بر جریان حمایتی در جامعه و تعاون اجتماعی تأکید می‌کنم. همین‌جا از گروه‌های عزاداری که شاید 50 مورد در منطقه باشد (حدود 20 مورد آن در بهزیستی ثبت‌شده است) که مؤسسات خیریه در محله‌ها را تشکیل داده‌اند تشکر می‌کنم. دولت نیز از این امر حمایت می‌کند، این کاری که وسیله اشتغال و حمایت از محرومان شده است. این روند باید ادامه پیدا کند.

ضرورت اطلاع‌رسانی وسیع در سطح جامعه

البته همه این‌ها باید همراه باکرامت انسانی باشد. کارهای اطلاع‌رسانی و آموزشی خوبی انجام می‌دهند که بروشورهای آن را دیدم، خیلی از عقب‌افتادگی‌ها و معلولیت‌ها، اگر خانواده‌ها درست توجیه شوند، این مشکلات پیش نخواهد آمد. چند صد نفر تحت عنوان همیاران سلامت به نحو خودجوش کمک می‌کنند، این کار ارزشمندی است که باید توسعه پیدا کند. مهدکودک‌های تشکیل‌شده، شناسایی معلولان برای ارائه خدمات و کارهای توان‌بخشی انجام‌شده و ...این اقدامات قابل تشکر است. در بخش اعتیاد اقداماتی انجام می‌شود که متأسفانه امر اعتیاد دامن‌گیر جامعه ماست. مع الاسف حساسیت خانواده‌ها در این زمینه کمتر شده و باید از همان زمان استفاده دخانیات حساسیت نشان داد و جلوی آن را گرفت.

 

اقدامات در زمینه اشتغال خانگی

در بخش اشتغال خانگی اقدامات خوبی انجام‌شده و در گزارشی که داده‌اند باید آن بخش نیز موردحمایت قرار گیرد. امیدواریم ارگان‌های حمایتی مثل هلال‌احمر، بهزیستی و ...با دلسوزی تلاش کنند و همه ما نیز وظیفه‌داریم به کمک آن‌ها بشتابیم. یکی از کارهای بسیار خوبی که مسئولان انجام داده‌اند، مرکز تحقیقات ژنتیک است که در قلمرو ارزشمند در دنیای امروز است که إن شاء الله کار آن در سال 85 به پایان و سرانجامی برسد.

خوی تجاوزگری اسرائیل

آخرین عرض و مهم‌ترین آن، حوادث دل‌خراشی است که امروز در لبنان و میان حزب‌الله و اسرائیل شاهد هستیم. امروز ما در نقطه عطف تاریخی هستیم. مع الاسف کشورهای عربی و اسلامی مربوط به وظایف خود عمل نمی‌کنند. ما امروز شاهد جنگ نابرابر در مقابل رژیم صهیونیستی و جنگجویان مقاومت هستیم. اسرائیل با کمک‌های امریکا و غرب یکی از ده ارتش بزرگ دنیاست. دارای نیروی هوایی بسیار قوی و زمینی و دریایی قدرتمند و دارای موشک‌های شیمیایی و انواع تسلیحات دیگر است. سرویس‌های قوی جاسوسی را داراست. در مقابل این ارتش گروهی مؤمن و مقاوم است اما به لحاظ جنگی در سطحی معمولی است. همه دنیا این حالت را در حال نظاره هستند.

اصل اسرائیل دولت متجاوز است. هویت آن نامشروع و ظالمانه است. دائم در طول این سال‌ها اسرائیل دائم در حال جنگ‌های متجاوزانه ثانوی بوده است. به همه همسایگان خود تجاوز کرده و سرزمین‌های زیادی از مصر، سوریه و اردن در دست اوست که در منطق بین‌المللی و حتی آمریکایی جزء اسرائیل نیست. ترورها، مردم‌کشی‌ها، گرفتن وزرای دولت مشروع فلسطین، بمباران کردن مقر آن‌ها و ...از امور دیگری در زمینه خوی تجاوزگری آنان است.

شخصیت‌های بارز فلسطینی، حماس و لبنان را در روز روشن و با اعلام رسمی، ترور می‌کنند. همین آمریکا دولتی که بحث تروریست آن‌ها گوش دنیا را کرده است، همه قطع‌نامه علیه اسرائیل را وتو کرده است (خود غربی‌ها 70 قطعنامه علیه اسرائیل تصویب کرده‌اند). امروز دنبال این است که در افغانستان، بخشی از عراق و ترکیه حضور پیدا کند، اقتصادشان را به دست گیرد و فرهنگشان را تخریب کند.

نسئلک اللهم و ندعوک بسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا الله و... یاارحم الراحمین اللهم ارزقنی توفیق الطاعة بعد المعصیة صدقة النیّة و عرفان الحرمة اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله.


[1]. سوره اعراف، آیه 43.

[2]. حشر، آیه 18.

[3]الحجرات / 11

[4]التوبة / 58

[5]التوبة / 79

[6]المعارج /24

 

[7]. آل عمران، آیه 102.

[8]بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏95 / 377 / باب 22 الأعمال المتعلقة بأول يوم من هذا الشهر و أول ليلة منه زائدا على ما يأتي ... ص: 376


بسم‌الله الرحمن الرحیم

خطبه اول

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللّه[1]؛ ثم الصلاة و السلام علی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَّبینَ الأطهَرین لاسیُّما بقیة‌اللّه فی الارضین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»[2]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

همه شما نمازگزاران گرامی، به برادران و خواهران و خودم را به احتراز از گناهان و خواهش‌های نفس و طاعت خداوند دعوت می‌کنم. از خداوند می‌خواهیم توفیق بندگی خود را به ما عنایت بفرماید.

تفسیر سوره علق

سوره علق، اولین سوره نازل‌شده بر رسول خدا (ص)

بحث ما در سوره علق بود که طبق نظر مشهور، اولین سوره نازل‌شده بر نبی اکرم (ص) بود و بنا بر برخی نظرات دیگر، سوره مدثر یا بسم‌الله الرحمن الرحیم یا سوره حمد اولین سوره نازل‌شده بر نبی اکرم (ص) است. آیاتی که بر حضرت نازل شد، در سن 40 سالگی در غار حراء، جبرئیل بر حضرت نازل کرد. طبق آن نقل، وقت فرود جبرئیل، او خطاب کرد که بخوان، حضرت در شگفتی فرو رفت که چگونه بخوانم؟! پس از چند بار جبرئیل به نبی امی که به مکتب نرفته بود، فرمود به نام خدا بخوان. اولین فرمانی که در اسلام بر نبی اسلام فرود آمد، فرمان خواندن است؛ و خواندن گاهی زبانی، گاهی با چشم صورت می‌گیرد.

آیه نازل شد بخوان. این از افتخارات اسلام است که اولین فرمان خدا به نبی اکرم (ص) فرمان خواندن و علم و دانش است و روح خواندن، فهمیدن است. با این اعجاز الهی حضرت قادر به خواندن شد. دین اسلام دین بصیرت علم و دانش است. مفسران بسیار روی این امر حساب بازکرده‌اند که اولین خطاب قرآن کریم خواندن است.

احتمالات در باء در آیه اول

در باء، در این سوره شریفه احتمالاتی وجود دارد؛ یک احتمال این است که باء زائده باشد و مقصود این است که نام خدا را بخوان. نام خدا را در مرتبه اول برای خود و برای دیگران در مرتبه بعد بخوان. احتمال دیگر این است که مفعول بخوان قرآن است که خواندن قرآن را بانام خدا شروع کن که این احتمال را بیشتر پذیرفته‌اند.

ادب شروع به نام خداوند

این همان ادبی است که در اسلام بر آن تأکید شده که هر کاری را بانام خدا شروع کنید که از بهترین آن‌ها خواندن قرآن است، به عنوان بهترین کتاب آسمانی. کلمه اولی که انسان بدان کاری را شروع می‌کند، نشان‌دهنده ایمان شخص است. وقتی همه فعالیت‌های ما درنهایت به خدا منتهی می‌شود، ادب این است که بانام او شروع شود. در روایات معتبر و متعدد ذکرشده که هر کاری بدون نام خدا شروع شود، بریده و نافرجام است.

بی‌نتیجه بودن امور بدون نام خدا

ممکن است که انسان تجارت یا مطالعه‌ای را انجام دهد و فکر کند به نتیجه رسیده، اما در حقیقت آن کار ابتر و بی‌نتیجه است. این ریشه در حقایق دارد چراکه وقتی همه امور از آن خداست باید به نام او شروع شود. اگر کسی می‌خواهد کار و فعالیت او مایه رشد و کمالش باشد، باید بانام خدا شروع کند.

دو ادب اساسی در قرآن کریم

طبعاً در میان کارها، عبادات و در میان آن‌ها، خواندن قرآن از زیباترین امور است که از آداب مؤکد آن شروع بانام خداست. دو ادب در خواندن قرآن در خود آن بدان اشاره‌شده است. شروع بانام خدا و استعاذه به خداوند از شر شیطان؛«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم»[3]

چون شیطان مانع فهم، عمل و نزدیک شدن به فضای نورانی قرآن خواهد بود. در حقیقت برای خواندن قرآن باید از شیطان شروع کرد، او را راند و از اعماق قلب باید به خدا نزدیک شد. خواندن زبانی به‌تنهایی کفایت نمی‌کند و باید زمینه فهم و عمل باشد که این دو امر شرط آن است و علاوه بر زبان ما، قلبمان نیز بدان توجه نماید.

نماز نیز همین‌طور است؛ از آداب نماز قبل از شروع سوره حمد استعاذه است. تا شیطان را در ابتدا از خود دور نموده و آنگاه بانام خدا شروع کنیم. زمانی انسان مثل امام سجاد (ع) و اولیاء الهی می‌تواند نمازی این‌چنینی داشته باشد که در قدم اول از شیطان دور شود. چراکه ممکن است انسان نماز بخواند، اما اگر خوب دقیق شود، مشخص می‌شود که در برابر و در ذیل اطاعت شیطان ایستاده است. خیالات، انگیزه‌های باطل و موهوم شیطانی و ریاءها، همه باید از ما دور شوند، سپس نام خدا را بر زبان جاری کرده و پس‌ازآن وارد دریای مواج نماز و ذکر خدا شد.

حقیقت قرآن کریم

خواندن قرآن نیز بدین‌صورت است، ما توصیه‌شده‌ایم که هیچ‌گاه خواندن قرآن را ترک نکنیم؛ در صبح، شب، هنگام سحرها، از اوقات مهم خواندن قرآن است؛ نه اینکه فقط در مراسم ختم قرآن را بخوانیم. باید به نحوی قرآن بخوانیم که گویا در نزد طبیب رفته‌ایم و نبی خدا (ص) هم‌اکنون به ما تحویل می‌دهد. قرآن در لوح محفوظ است، روز قیامت تجسد پیدا می‌کند و در روز قیامت انبوه انسان‌ها را شفاعت نموده و دست آن‌ها را گرفته و نجات می‌دهد، لذا در زمان حضور در محضر این کتاب باید از شر شیطان به‌حق تعالی استعاذه نمود. خواندن نبی اکرم (ص) مقدمه است که «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلی مُکثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزیلا»[4]

اول خود بخواند و بفهمد و پس‌ازآن برای دیگران بخواند.

شرط هدایت قرآن کریم

خواندن قران باید با دلدادگی باشد، اگر کسی نزد پزشک رود ولی دل به او ندهد و به نسخه‌اش اعتقادی نداشته باشد، در این صورت نسخه پزشک برای او مفید نخواهد بود. قرآن کریم می‌فرماید: نبی ما! فصل جدیدی از زندگی تو و همه بشر بر محور قرآن شروع شد. در روایات ذکرشده است وقت نزول این آیه حضرت چه احوالی پیدا کردند، حتی در ظاهر ایشان، عرق شدیدی از ایشان سرازیر شده بود و فشار شدیدی بر حضرت وارد می‌شد و در طول 23 سال این آیات که یک‌باره بر قلب حضرت نازل‌شده بود، به‌تدریج بر حضرت نازل شد.

وجه‌تسمیه قرآن کریم

ماده قرء در اصل به معنای جمع بوده است و چون انسان حروف را در کنار هم جمع می‌کند و می‌گوید، بدان نام نامیده شده است و وجه‌تسمیه قرآن یکی از این دو نکته است؛ قرآن عصاره و جامع همه کتب آسمانی است؛ هیچ حقیقت و راه نجاتی نیست مگر اینکه در قرآن وجود دارد؛ و اینکه قرآن، بدین نام نامیده شده، چراکه کتابی برای خواندن است، نه اینکه کنار گذاشته شود. در آیه به دو صفت خداوند اشاره‌شده؛ توحید در خالقیت و ربوبیت (پروردگار و پرورش‌دهنده عالم)؛ یعنی خداوند هم عالم را آفرید و آن را همواره تدبیر می‌کند. برخلاف ظن برخی از مشرکان که خدا خلقت را آفرید و پس‌ازآن کناری نشست.

عالی‌ترین ربوبیت خدا و لطف او در زمان وحی بر نبی خود تکمیل شد؛ لذا در اینجا بر روی صفت ربوبیت تأکید شده است. این بالاترین نعمت خدا هم بر حضرت و هم بر بشریت و همه انسان‌ها در طول تاریخ است. خدایا تو را به عظمت و قداست قرآن، سوگندت می‌دهیم همه ما را از دریافت‌کنندگان پیام قرآن و عاملان بدان قرار بده.

خطبه دوم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم‌الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم‌الله الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ[5]» عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

منازلدهشتناکقیامت

رحیل نزدیک است، با گوش جان ندای رفتن را بشنوید، با کارهای نیک توشه و ذخیره‌ای بیندوزید، چراکه در جلوی شما گردنه‌ای سخت وجود دارد که با این توشه می‌توان از آن گردنه عبور کرد. این گردنه سخت و نفس‌گیر است. امروز با اعمال نیک خود، با نیت‌های پاک خود ذخیره‌ای برگیرید تا توان عبور از آن برای شما آماده شود. موقف‌های وحشتناک جلوی پای شماست. هیچ چاره‌ای نیست و قانون هستی است که همه باید از این گردنه عبور کنید و بر این منازل هولناک وارد شوید و در آنجا ایستاده و پاسخ‌گو باشید. اگر این را باور کنید امروز می‌کوشید تا توشه‌ای برگیرید و به سرمنزل بهشت و رضوان الهی برسید.

با ورود فریاد مرگ شما در آستانه آن منزل‌های دهشتناک و آن عقبه قرار دارید. امروز نیز بدانید که چشم مرگ به شما دوخته‌شده است. گویا شما در چنگال مرگ قرار دارید. تا شمارا نبرد، رها نمی‌کند. پنجه‌های خود را در وجود شما افکنده، لذا در چنگ او هستید. این‌گونه در دام مرگ هستید، در قبال این واقعه بزرگ احساس امنیت نکنید. پس‌ازآن، آن منزل‌های وحشتناک قرار دارد، ایمان و عمل صالح می‌تواند شمارا آرامش بخشد.

خدایا! به عظمت مولای متقیان امیرالمؤمنین (ع) توفیق توشه برگیری برای آن دنیا را به ما عنایت فرما.

حضور باشکوه ملت اسلامی در راهپیمایی 22 بهمن

میلاد امام باقر (ع) را تبریک می‌گویم و در همین‌جا لازم است از ملت بزرگمان به خاطر حضور چشم‌گیر و سرنوشت‌سازشان در راهپیمایی بزرگ 22 بهمن تشکر کنم که در این روز در همه شهرها و روزها شاهد خلق حماسه بزرگ بودیم. در دوران حساسی که انقلاب اسلامی و ملت اسلام در آن قرار دارند. به‌خصوص از نسل جوان و دانش آموزان عزیز باید تشکر نمود که در این آزمایش بزرگ الهی حضور پیدا کردند. مسلماً ملتی که از خود این اخلاص و هوشیاری را نشان داد، پیروز خواهد شد و منجر به جلب رحمت الهی خواهد شد.

همه مسئولین تلاش کنند در برابر این امت بزرگ ادای دین کنند. این بالاترین سعادت برای مسئولان یک کشور است که خدمتگزار این‌گونه امت بزرگی باشند. انشاء الله به برکت این حضورها، شر دشمنان را از ملت اسلامی دور ساخته و این ملت بزرگ را پیروز گرداند.

نکاتی در قبال منطقه

چند نکته در قبال منطقه است که باید بدان‌ها اشاره شود؛

اهمیت امر اشتغال

معضل مهم کشور، بیکاری و کمبود شغل برای نسل جوان ماست که وظیفه دولت و ملت ایجاد شغل است. ریشه تعالی جامعه اشتغال مناسب و موجب دور شدن از خیلی مفاسد است؛ بحث خانواده، امنیت اجتماعی و خیلی مسائل اجتماعی به مسئله اشتغال برمی‌گردد.

امر اشتغال راهبرد بسیار مهمی است که در برنامه‌ها دولت و مجلس بدان عنایت دارند و ملت نیز باید همکاری کند که فرصت‌های شغلی ایجاد شود. قبل از هر چیز باید در فرهنگ مردم اهتمام به کار وجود داشته باشد. نهادهای آموزشی ما، خانواده‌ها و فرهنگ‌سازان ما باید در این زمینه کار کنند و هرکس باید این همت را برای خود داشته باشد که برای خودکار مناسب پیدا کند.

بدترین فرهنگ، این است که حالت کسالت و یا بهانه‌تراشی برای کارهای اداری باشد. مراکز علمی، فرهنگی و دینی ما باید مشوق کار و فرهنگ تلاش باشد. هیچ‌کس نباید به بهانه اینکه کاری که می‌خواستم نشد، پس من کار نمی‌کنم، زندگی کند. جامعه‌ای که در آن روحیه کار و تلاش است؛ در همه ابعاد مادی و معنوی پیش می‌رود.

تسهیلات بنگاه‌های زودبازده

یکی از تدابیر دولت در این زمینه، تسهیلاتی است که دولت برای راه‌اندازی بنگاه‌های زودبازده دارد که از طریق بانک‌ها وام و تسهیلات مناسب با بهره‌های کم داده می‌شود تا طرح کوچک که زود به نتیجه می‌رسد، راه‌اندازی شود. در این زمینه، سال 85 و سال‌های بعد هزینه‌های خوبی اختصاص داده‌شده است.

لذا لازم است صحیح اداره شود تا چرخ‌های اقتصادی فعال شود. من همین‌جا باید از فرمانداری و عزیزانمان درجاهای دیگر، تشکر کنم و مجموعه ادارات و بانک‌هایی که در این زمینه فعالیت کردند و تقاضا می‌کنم که برای جذب بهتر این اعتبارات و توزیع آن فعالیت بیشتری داشته باشند و مردم نیز با شناخت و کارشناسی لازم از این تسهیلات در بخش‌های مختلف استفاده کنند. تا ماه 11 طبق آماری که آقای فرماندار به بنده داده‌اند در بخش کشاورزی 2.5 میلیارد تومان، در بخش صنعت 25 میلیارد و در بخش خدمات 6 میلیارد و درمجموع بیش از 36 میلیارد تومان اختصاص داده‌شده است.

لزوم تقسیم صحیح و نظارت بر توزیع تسهیلات

این امور، اگر به‌درستی تا سال آینده تدبیر شود باید 2700 نفر را مشغول کند، اما آنچه در دست است شاید یک‌سوم این قیمت است. راه‌ها باید تسهیل شود و این مبلغ اگر به‌درستی اداره شود و دشواری‌های کارهای اداری تسهیل شود، بخشی از معضل بزرگ بیکاری ما حل می‌شود. در منطقه ما این جذب اعتبارات مناسب بوده و تا اینکه به نتیجه برسد زمان‌بر خواهد بود. نظارت صحیح در به‌کارگیری این وام‌ها در جهت خود، امری ضروری است و گاهی این‌گونه است که گاهی این تسهیلات در جای خود به کار گرفته نمی‌شود بلکه ازلحاظ شرعی نیز این‌گونه است که باید بدان توجه شود.

به نتیجه رسیدن این طرح نیازمند به همکاری بانک‌ها و مسئولین و فعالیت بنگاه‌ها است. خواهش من این است که جوانان استعدادهای خود را باور کنند؛ و همه ما باید به معضل بیکاری عنایت خاص داشته باشیم چراکه ما حدود 4000 بیکار داریم. الحمدلله منطقه ما منطقه بانشاطی است و مردم اهل فعالیت‌اند و امروز به‌صراحت عرض می‌کنیم هر قدمی که متصدیان ما برای جذب بیشتر این اعتبارات و توسعه آن‌ها بردارند عبادت خواهد بود و قدمی در حل کردن معضلی از نسل جوان است.

توسعه قطب‌های صنعتی دیگر در شهرستان

من خواهشم این است که مسئولان همان‌طور که تاکنون قدم‌های بزرگی برداشته‌اند، همچنان به حرکت خود ادامه دهند، جلسات بگذارند، برای جذب اعتبارات و رونق بازار کار، هماهنگی کنند، لذا باید بر این عزم و اهتمام افزوده شود تا ما در زمینه کارخانه‌ها و سایر موارد رشد اقتصادی پیدا کنیم. این طرح‌ها باید به‌درستی مدیریت شود تا به نتیجه برسد. در بخش سرامیک و کاشی ما دارای فعالیت و کار خوبی هستیم، اما روال در آنجا نیز باید علمی شود تا بتواند رشد پیدا کند، از وظایف همه ما این است که در جلوتر رفتن از صنعت سرامیک و کاشی تشویق و ترغیب کنیم؛ و تک‌قطبی ماندن شهرستان در این صنعت در ادامه چندان صحیح نیست. گرچه این صنعت باید پشتیبانی شود و رشد پیدا کند. در بخش فولاد کارهایی صورت گرفته ولی هنوز ما به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم. در بخش داروسازی چند بخش دیگر است که عزیزان واردشده‌اند. در منطقه باید صنعت‌های جدیدی غیر صنعت سرامیک راه‌اندازی شود.

لزوم برنامه‌ریزی در امور صنعتی

اگر مردم اهل برنامه‌ریزی بوده و کاردان باشند، می‌توان کمک شایانی به رفع بی‌کاری در منطقه نمود. فرهنگ ما باید این باشد که تحصیلات دانشگاهی نباید افراد را به سمت کار اداری ببرد. سیستم اداری ما سیستم متورمی است. وجود چند میلیون در سیستم اداری جامعه زیاد نیز هست که باید تعدیل شود. کارها باید دست خود مردم باشد و بخش‌های خصوصی فعال شود. عمده این است که مسئولین دست صنعت‌گر را بگیرند و بفشارند. در منطقه ما به سبب استعدادهایی که وجود دارد، امکان این برنامه‌ها وجود دارد.

در بخش کشاورزی باوجود کمبود آب، کارهای خوبی می‌شود انجام داد اگر علمی کار شود. در بخش‌های دیگر مثل خدمات و کشاورزی نیز این‌طور است. دولت باید حمایت کند و از آن مهم‌تر کمک و شرکت فکری و کاری خود مردم است. البته در این میان ما باید نگاه عادلانه داشته باشیم و جوانان نیز بتوانند فرصت‌های شغلی را به دست آورند. صاحبان صنایع باید اهتمام لازم به کارکنان خود داشته باشند تا توسعه اقتصادی به همراه نوعی عدالت اجتماعی باشد.

همه این امور یادشده عبادت است و امروز بیش‌ازپیش این امر مهم است. در حال نزدیک شدن به پایان سالیم. مسئولین باید بکوشند برنامه‌هایی را که می‌خواستند انجام دهند، صورت دهند، اعتباراتی را که می‌خواستند جذب کنند، جذب نمایند و خود را انشاء الله برای برنامه‌ریزی سال آینده آماده کنند.

نسئلک اللهم و ندعوک بسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا الله و... یاارحم الراحمین اللهم ارزقنی توفیق الطاعة بعد المعصیة صدقة النیّة و عرفان الحرمة اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر و اهله.


[1]. سوره اعراف، آیه 43.

[2]. حشر، آیه 18.

[3]النحل / 98

[4]الإسراء: 106

[5]. آل عمران، آیه 102.