نماز جمعه شهرستان

خطبه اول

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللّه[1]؛ ثم الصلاة و السلام علی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَّبینَ الأطهَرین لاسیُّما بقیة‌اللّه فی الارضین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»[2]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

حسد

در هفته قبل پیرامون یکی از اخلاق بد و از رذایل اخلاقی به نام حسد صحبت کردیم که در منطق دینی و در تحقیقاتی که در علم و دانش روان‌شناسی به‌عمل‌آمده هر دو بر این اتفاق دارند که یکی از صفات بد در شخصیت انسان و ضربه زننده به شخصیت است. صفتی به نام حسد و رشک بردن نسبت به دیگران است. با توجه به این‌که حسد ابعاد فردی و اجتماعی وسیعی دارد و برای کمال و شخصیت انسان آزاد شدن از روحیه حسادت اهمیت فراوانی دارد امروز می‌خواهیم تعریف حسد را عرض کنم.

تعریف حسد

تعریفی که از حسد در کتب اخلاق و در کتاب‌های روانشناسی صحبت شده است این است؛ تعریف عربی که علمای ما گفته‌اند این است «فَالحَسدُ حَده كِراهَةَ النِعمَة، وَ حَب زَوالها عَن المُنعَم عَلَيهِ»[3]. حسد یعنی چه؟ حسدی که آن‌قدر صفت بد و مخرب شخصیت است که تعریف آن این است «فَالحَسدُ حَده كِراهَةَ النِعمَة، وَ حَب زَوالها عَن المُنعَم عَلَيهِ»[4]انسان دوست ندارد که دیگری دارای نعمت باشد و بخواهد که این نعمت از او سلب شود.

وقتی‌که انسان می‌بیند دیگری یک نعمت مادی و معنوی دارد، دارای مقام، مال و علمی است در مقابل او احساس کند که نمی‌خواهد او این نعمت را داشته باشد و حس این را داشته باشد که می‌خواهد این نعمت از او گرفته شود این حسد است. حسادت یک‌پایه و مایه قوی در روح انسان دارد که اگر به آن مبتلا شدیم به این سادگی نمی‌توانیم خود را از آن خلاص کنیم.

سه حالت در مقابل نعمت‌های خدا

هر فردی در برابر نعمتی که خدا به دیگری داده، یکی از این سه حالت را دارد:

1- حالت اول این‌که فرد در مقابل نعمتی که به دیگری داده‌شده است بی‌تفاوت است. البته این چیز خوبی نیست چون انسان را به تکاپو و حرکت نمی‌آورد اما حرام نیست.

2- حالت دوم حسادت است و نسبت به این نعمت داده‌شده به دیگری حساس و ناراحت می‌شود و می‌خواهد که این نعمت از او ‘’

گرفته شود و این صفت حسادت است، صفت بسیار بدی است و گناه کبیره است.

3- حالت سوم این است که دوست داریم ما هم این نعمت را داشته باشیم و تلاش کنیم آن را به دست آوریم.

پس حالت اول حالت بی‌تفاوتی است، حالت دوم در اصطلاح علمای اخلاق و در زبان عربی به آن حسادت و حسد می‌گویند و در ترجمه فارسی رشک بودن است. حالت سوم که به آن رقابت یا غبطه می‌گویند و در مورد حالت سوم «وَسَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکمْ وَجَنَّةٍ عرض‌ها السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ[5]» در قرآن آمده: در خیرات و نیکی‌ها رقابت کنید و به مسابقه بپردازید تلاش به خیر داشته باشید و تلاش کنید از دیگران جلو بیفتید، این حالت سوم مایه رشد و کمال و پیشرفت است.

حسادت از بدترین صفت آدمی است تا آنجا که روایتی از شیعه و سنی است که نقل کرده‌اند و این روایت از رسول گرامی اسلام (ص) صادرشده که می‌فرماید:

«فَإِنَّ الْحَسَدَ یأْکلُ الْإِیمَانَ کمَا تَأْکلُ النَّارُ الْحَطَبَ الْیابِس»[6]

حسادت ایمان را می‌خورد و از بین می‌برد و در خودش می‌بلعد همان‌طور که آتش هیزم را به‌تدریج و یکی پس از دیگری به کام خود می‌کشد.

نسبت حسد به ایمان

نسبت حسد و ایمان این است که حسادت و ایمان در یکجا و در قلب واحد باهم جمع نمی‌شود اگر حسادت در روح و روان ما رخنه کرد ایمان آدمی ذره‌ذره می‌گیرد. نمونه بارز آن وضعی است که شیطان پیدا کرد، داستان عبرت‌آموز شیطان در قرآن آمده است. شیطان موجود و بنده عابدی که سال‌ها و قرن‌ها به سجده و رکوع و عبادت پرداخت اما در یک امتحان قرار گرفت او را از اوج عبادت و عبد بودن به حضیض ملعون شدن ساقط می‌کند. کبر و حسادت او را تا ابد ملعون خدا می‌کند. این‌گونه حسادت اعتقاد به خدا را از آدم می‌گیرد و او را تا مرزی در پیش می‌برد که در مقابل خدا می‌ایستد.

بهترین جایی که قصد سقوط شیطان را ترسیم کرده‌اند و همه ابعاد و زوایای آن را شکافته‌اند در نهج‌البلاغه خطبه قاصعه می‌باشد و خطبه نودودو است در همه روایات و سخنانی که از پیشوایان معصوم ما به دست ما رسیده در خطبه قاصعه از همه‌جا زیباتر داستان آدم تجزیه‌وتحلیل شده است و به همه زوایا و ابعاد سقوط شیطان به خاطر حسادت و تکبر که نسبت به حضرت آدم (ع) داشت اشاره‌شده است.

حسادت و کبر از آن فضائل و خصوصیات و صفات ناشایسته‌ای است که سابقه آن در قرآن در مقابل انبیاء و ائمه مطرح‌شده است از گناهان کبیره است.

«وَإِذَا لَقُوکمْ قَالُوا آمَنَّا»[7]منافقین این گونه‌اند وقتی‌که به شما می‌رسند می‌گویند ما همراه شما هستیم.

«وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیکمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَیظِ»[8]وقتی‌که خلوت می‌کنند انگشت به دندان می‌گیرند از کینه و حسادتی که به شما می‌ورزند.

قرآن باکمال کوبندگی می‌گوید: «قُلْ مُوتُوا بِغَیظِکمْ»[9] این بدترین صفتی است که شما دارید بخصوص که حسادت مقابل پیامبر (ص) و امام (ع) و مقابل رسالت خدا علم کرده‌اید.

آیه 54 سوره نساء می‌گوید: «أَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[10]

حسد چیز بدی است که می‌ورزید و می‌بینید که خدا کسانی را به مقام رسالت و امامت رسانده است. این حکمت الهی است و این حسادت در شما کشنده روح و روان شماست و مادامی‌که حسادت را داشته باشید از ایمان فاصله‌دارید که موجب بدبختی و شوربختی و شقاوت می‌شود.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، إِنَّا أَعْطَینَاک الْکوْثَرَ، فَصَلِّ لِرَبِّک وَانْحَرْ، إِنَّ شَانِئَک هُوَ الْأَبْتَر. صدق اللّه العلی العظیم.»[11]

خطبه دوم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[12]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

تقوا و پارسایی در نهج‌البلاغه

در توصیه به تقوا و پارسایی و اصلاح نفس به نهج‌البلاغه و سخنان پیشوا و مولایمان حضرت امیرالمؤمنین (ع) مراجعه کنید، فرازهایی از خطبه 28 را نقل می‌کنم که سید رضی در باب این خطبه می‌گوید اگر در میان همه سخنان عالمیان و سخنوران نام‌آور عالم سخنی باشد که گردنکشان را بگیرد و آن‌ها را رام کند و به‌سوی زهد و تقوا هدایت کند فقط این کلام است و مانند این کلام و سخن پر اثر و جاذبه در میان سخنان بشر پیدا نخواهد شد.

در این فراز حضرت فرمودند: «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَ الدُّنْیا [قَدْ] أَدْبَرَتْ وَ آذَنَتْ بِوَدَاعٍ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَ أَشْرَفَتْ بِاطِّلَاع»[13] مردمان بیدار و آگاه باشید که دنیا به شما پشت کرده است و آخرت فریاد وداع و فراغ را طنین‌افکن کرده است. جهان غیب و عالم آخرت جلو شماست و دنیا پشت سر شماست. دنیا فراغ خود را برای شما اعلام کرده و آخرت فرارسیدن خود را به شما ابلاغ کرده است. «أَلَا وَ إِنَّ الْیوْمَ الْمِضْمَارَ وَ غَداً السِّبَاقَ»[14] آگاه و هوشیار باشید امروز جای مسابقه و رقابت و پیشتازی در امور خیر و نیکی‌هاست و فردا روزدریافت پاداش‌های خداست.

اگر در این میدان بزرگ مسابقه کوشیده باشید «وَ السَّبَقَةُ الْجَنَّة»[15] بر شما مژده بهشت می‌دهم و اگر در این راه وا‌ماندید و شکست خوردید سرانجام جهنم در انتظار شماست، این اوضاع دنیا و آخرت است که پیرامون شماست. «أَ فَلَا تَائِبٌ مِنْ خَطِیئَتِهِ قَبْلَ مَنِیتِهِ»[16] در این اوضاع و احوال که دنیا پشت کرده است و آخرت به شما رو کرده است آیا کسی نیست که از گناهان خود توبه کند و به‌سوی خدا بازگردد. «أَ لَا عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ یوْمِ بُؤْسِه»[17] کسی نیست که امروز بکوشد قبل از آن روزگار سخت مرگ و قیامت. «أَلَا وَ إِنَّکمْ فِی أَیامِ أَمَلٍ مِنْ وَرَائِهِ أَجَل»[18] شما در روزگار آرزوها هستید که اجل به دنبال آن می‌رسد. آرزوهای خود را برای رسیدن به آن مرتبه بلند تنظیم کنید. «فَمَنْ عَمِلَ فِی أَیامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُه»[19] کسانی سود بردند و رستگار شدند که در دنیای آرزوها خوب عمل کردند.

کسی که در این روزگار کوتاهی کرد و در عمل به تکالیف و دستورات الهی قصور ورزید «فَقَدْ خَسِرَ عَمَلُهُ وَ ضَرَّهُ أَجَلُهُ»[20] عملش را از دست داده و دستش خالی و اجل فرامی‌رسد و او را در برمی‌گیرد. «أَلَا فَاعْمَلُوا فِی الرَّغْبَةِ کمَا تَعْمَلُونَ فِی الرَّهْبَة»[21] بکوشید که هم در خوشی‌ها و هم در سختی‌ها خوب عمل کنید. امیدواریم این سخنان را بفهمیم و مورد عمل و توجه قرار دهیم.

هفده شهریور نقطه عطف انقلاب

در هفته‌ای که پیش روداریم میلاد حضرت زهرا (س) تولد امام (ره) است. میلاد این مادر بزرگوار و آن فرزند آبرومند و بزرگوار را تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. مناسبت دیگری که در این هفته داریم، هفدهم شهریور روز شهدای شهریور است. هفدهم شهریور در تهران روزی بود که بافاصله یکی دو روز بعد از عید فطر مردم در برابر رژیم ستم‌شاهی وارد تظاهرات و راهپیمایی شدند و با دستور آمریکایی‌ها و شاه، مردم به رگبار بسته شدند.

هفده شهریور نقطه عطفی در انقلاب شکوهمند ماست وقتی‌که هفده شهریور اتفاق افتاد اعلامیه‌های امام (ره) و سخنرانی‌های ایشان که آن زمان از نجف و بعد از پاریس به ایران می‌رسید. درواقع هفده شهریور نقطه شروعی شد برای این‌که ملت ما برای عزت و عظمت اسلام و کشور جان خود را در کف دست گذاشتند.

میلاد حضرت زهرا (س)، روز مادر

به مناسبت میلاد حضرت زهرا (س) در تقویم‌های کشور ما روز زن و روز مادر اعلام‌شده است. همان‌طور که می‌دانیم حضرت زهرا (س) الگو و نمونه است اما به دلیل نقشی که این حضرت به‌عنوان یک زن در خانه و جامعه داشت الگوی خاص و ویژه‌ای برای زنان، دختران و مادران ما است. اسلام می‌گوید: زن موجودی است الهی انسانی و در برابر مرد همان قابلیت‌ها و شایستگی‌های معنوی دارد.

اسلام به لحاظ تحکیم مبانی خانواده تفاوت‌های حقوقی میان زن و مرد قرار داده است. ما هیچ ابایی از پاره‌ای از تفاوت‌های حقوقی که در نظام حقوقی اسلام میان زن و مرد است نداریم و آن را انکار نمی‌کنیم اما بر این نکته تأکید می‌کنیم که اسلام زن را از ابزار مرد بودن و از وسیله‌ای در اختیار مرد بودن آزادکرده است به زن شخصیت معنوی، اخلاقی، شخصیت اجتماعی، سیاسی و معنوی داده است.

اسلام علاوه بر آن آیات و روایات و آنچه در مورد زن آمده در عمل فاطمه (س) را تربیت کرد و فاطمه (س) را به آن مقام و موقعیت رساند این خط بطلانی بر همه نگاه‌های انحرافی و باطلی بود که آن زمان در باب زن طرح کرده بودند. امروز باید به این نکته توجه داشته باشیم که حریم حجاب و عفافی که اسلام برای زن قرار داده محدودیت نیست بلکه برای این است که زن دارای منزلت انسانی باشد و شایستگی صعود و عروج به مقامات معنوی و اخلاقی پیدا کند.

دو دیدگاه انحرافی برای داشتن جامعه سالم

خواهران، دختران، دانش آموزان و دانشجویان ما برای این‌که جامعه سالمی داشته باشیم از دو دیدگاه انحرافی باید فاصله بگیریم:

1) اول دیدگاهی که زن را ضعیف و ناچیز و بی‌ارزش تلقی می‌کند.

2) دیگری هم خود خواهر است به‌خصوص آن‌ها که تحصیل کردند و با علم و دانش و تمدن امروز آشنا هستند باید خوبی‌های علم و دانش و تمدن امروز را بفهمید اما بر حذر باشید که در منجلاب بی‌عفتی و عبور از مرزهای انسانی و معنوی قرار نگیرید. امیدواریم سطح فرهنگ ما به‌گونه‌ای رشد پیدا کند و اصلاح شود که شاهد ظلم و ستم و بی‌توجهی به زنان در محیط خانه و محیط‌های دیگر نباشیم و شاهد زیر پا گذاشتن حریم‌های عفاف و پاک‌دامنی در جامعه نباشیم.

همایش ضد نژادپرستی

نکته دیگری که در پایان عرض می‌کنم این است که همان‌طور که شما در جریان هستید و از اخبار و گزارش‌هایی هم که اطلاع دارید به دست آورید همایشی را سازمان ملل در آفریقای جنوبی به نام همایش ضد نژادپرستی برگزار کرد. آنچه جالب است همایش در کشوری برگزار شد که سال‌های سال با پشتیبانی قدرت‌های غربی و آمریکایی‌ها یک اقلیت سفیدپوست بر جمعیت اکثریت سیاه‌پوست در آفریقای جنوبی حکومت می‌کردند و با تبعیض و ستم با آن‌ها رفتار می‌کردند. این قضیه با مقاومت و پایداری مردم سیاه‌پوست آن حکومت شکست خورد و حکومت به دست سیاه‌پوست‌ها افتاده اما برای غربی‌ها که ادعای آزادی و دموکراسی داشتند، چند دهه قدرت‌های استکباری از یک تبعیض نژادی حمایت کردند همان‌طور که امروز پنج دهه و نیم‌قرن است که در خاورمیانه از اسرائیل در برابر اعراب و فلسطینی‌ها حمایت می‌کنند.

در این همایش متأسفانه آمریکایی‌ها در سطح پایین و در سطح وزارت خارجه‌شان شرکت کردند و وقتی‌که قطعنامه‌ای علیه اسرائیل آنجا تصویب شد همان هیئت درون پایه آمریکا آنجا را ترک کردند و این نشان می‌دهد که آمریکا علی‌رغم ادعاهایشان خیرخواه دنیا نیستند و منافع خود را بر منافع بشریت ترجیح می‌دهند و مشکل ما در سیاست خارجی‌مان با آمریکا همین است.

باید جناح‌های داخلی و روشنفکران ما بفهمند که ما در عین اینکه باید از خودمان انتقاد کنیم و خود را اصلاح و شیوه‌های خود را بازسازی کنیم درعین‌حال نباید گمان کنیم که در دنیای امنی هستیم و توجه داشته باشیم که حکومت‌ها و دولت‌هایی وجود دارند که با نگرش‌های منفی به منافع انسانی و بشری توجه می‌کنند.

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الأعزّ الأجلّ الاکرم یا الله ... یا ارحم الرحمین. اللهم ارزقنی توفیق الطاعة و بعدالمعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر واهله.

 


[1]. سوره اعراف، آیه 43.

. سوره التوبه، آیه 119[2]

. مفردات القرآن 1، ج، ص 320[3]

. همان[4]

 سوره آل‌عمران، آیه 133.[5]

. الکافی، ج 2،، ص 306‌[6]

. سوره آل‌عمران، آیه 119[7]

. همان [8]

. همان[9]

. سوره النساء، آیه 54[10]

. سوره کوثر[11]

 سوره آل‌عمران، آیه 102.[12]

. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص 71[13]

. همان[14]

. همان[15]

. همان[16]

. همان[17]

. همان[18]

. همان[19]

. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص 71 [20]

. همان[21]


خطبه اول

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللّه[1]؛ ثم الصلاة و السلام علی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَّبینَ الأطهَرین لاسیُّما بقیة‌اللّه فی الارضین.اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ»[2]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

همه شما برادران و خواهران بزرگوار و نمازگزار و خودم را در این روز یازدهم محرم، روز عزای خاندان پیامبر گرامی اسلام به تقوا و پارسائی، پرهیز از گناهان و آلودگی‌های روحی و اخلاقی و اظهار ارادت و عشق خالصانه به ساحت مقدس اباعبدالله الحسین و اصحاب و یاران بزرگوار آن حضرت سفارش و دعوت می‌کنم. امیدواریم خداوند عزاداری‌های ما و اظهار ارادت و عرض اخلاص‌های همه ما را در این ایام در ساحت قدس و کبریائی سید و سالار شهدا موردقبول خودش و آن حضرت قرار بدهد.

راز بقای واقعه عاشورا

یکی از مسائل مهمی که در کلمات و سخنان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) منعکس‌شده است، توصیف اصحاب و یاران آن حضرت هست. واقعه عاشورا در طول تاریخ باقی ماند و هرچه قرن‌ها و سال‌ها بر آن واقعه گذشت از تازگی، اهمیت و عظمت این واقعه کاسته نشد و به‌جرئت می‌توان بیان کرد سر ماندگاری این واقعه بزرگ تنها مظلومیت آن بزرگواران و فجایعی که بر آنان وارد آمد نیست و این تنها قسمتی از آن فجایع تاریخی است. به‌بیان‌دیگر دلیل اصلی عظمت، بزرگی و ماندگاری حادثه عاشورا پدیدآورندگان عاشورا و آن شخصیت‌های بزرگی بودند که گرد شمع وجود اباعبدالله الحسین (ع) جمع شدند و برای حق‌خواهی و دفاع از اسلام به اوج ایثار و فداکاری و ایمان و تقوا رسیدند.

بنابراین مصیبت‌هایی که روز عاشورا و پس‌ازآن اتفاق افتاد و فجایع دردناک و جان‌سوزی که بر آن جمع اندک وارد شد، قضیه‌ای استثنایی و کم‌نظیر بود اما از جهت دیگر این مصیبت‌ها و دردها برای هدفی بزرگ تحمل می‌شد و انسان‌های وارسته و پاک‌باخته‌ای دست به این فداکاری زدند. از به هم پیوستن این دو قضیه عاشورا و کربلا پدید آمد و این حادثه عظیم در طول تاریخ باقی ماند. از صدر خلقت تاکنون هیچ واقعه‌ای به عظمت عاشورا یافت نمی‌شود و رموز این واقعه جانکاه عمق ایمان، اخلاص، فداکاری، ایثار، جهاد و جانبازی در راه خداوند است.

متفرق شدن دنیاپرستان پس از شهادت حضرت مسلم

زمانی که امام حسین (ع) از مدینه بیرون آمدند، عده‌ای همراه حضرت بودند و همچنین پس‌ازآنکه حضرت از مکه بیرون آمدند جمع زیادی ایشان را همراهی می‌کردند زیرا هنوز امید تشکیل حکومت به دست آن حضرت در کوفه می‌رفت و انسان‌های زیادی از سر دنیادوستی و طمع با ایشان همراه شدند اما زمانی که خبر شهادت حضرت مسلم رسید، جمعیت شروع به ریزش کرد. پس از شهادت حضرت مسلم امام حسین (ع) در سخنرانی‌های خودشان در جمع یاران نشان می‌دادند که داستان حکومت و به قدرت رسیدن نیست بلکه این قافله به سمت مبارزه بزرگ و جانبازی کم‌نظیر و شهادت در راه خدا در حرکت است.

فرازهایی از خطبه امام حسین (ع) در مکه

سال‌ها و قرن‌ها سپری شد تا اصحابی با خصوصیات اصحاب امام حسین (ع) جمع شدند و عاشورا را پدید آوردند. هنگامی‌که به کلمات اباعبدالله الحسین (ع) در طول سفر و در شب و روز عاشورا مراجعه کنید، خواهید دید که اباعبدالله الحسین (ع) چه تعریف‌ها و تمجیدهای عجیبی از این افراد کم به عمل آوردند. زمانی که امام حسین (ع) قصد خروج از مکه داشتند، خطابه‌ای ایراد فرمودند که برای شیفتگان و عزاداران آن حضرت آموزنده است. حضرت در فرازی از آن خطبه شریف می‌فرمایند: «مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلی لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا فَاِنَّنِی راحِلٌ مُصْبِحاًانْ شاءَ اللّهُ تَعالی»[3]؛ هر کس آماده است خون خود را در راه ما نثار کند و خود را آماده لقای خداوند سازد، با ما رهسپار شود، چرا که من ـ به خواست خداوند ـ فردا صبح حرکت خواهم کرد.

امام حسین (ع) در مسیر پاک‌سازی قافله عاشورا

مضمون این فراز از خطابه آن حضرت این است که می‌خواستند به مردم بفهمانند که انسان‌های از خود گذشته و آماده جانبازی در راه خدا می‌خواهند و کسانی که در فکر دنیا و مال و مقام دنیایی هستند، شایسته همراهی با امام حسین (ع) نیستند. حضرت در خط سیر حرکت به‌سوی کربلا افراد را می‌آزمایند و ناخالصی‌ها و ناپاکی‌های افرادی که برای دنیا به حرکت درآمدند را تصفیه می‌کند. مسیر اباعبدالله الحسین (ع) از مکه تا کربلا مسیر پاک‌سازی قافله است و حضرت در راه حکومت قدم نمی‌گذارند بلکه خواهان جانبازی بزرگی هستند تا در طول تاریخ بشریت باقی بماند.

امام حسین (ع) در طول مسیر کوشیدند تا مردانی که اهل شهادت و زنانی که در برابر اسارت بردبار و شکیبا هستند باقی بمانند.

اوصاف اصحاب امام حسین (ع) در شب عاشورا

امام حسین (ع) شب عاشورا، زمانی که هزاران انسان ناخالص رفتند و پاکان ممتاز و قله‌های ایمان و معنویت باقی ماندند فرمودند: «وَاللهِ لَقد بَلوتُهُم فما وَجَدْتُ فيهم إلاّ الأشْوَسَ الأقعَسَ يَسْتأنِسُونَ بِالمَنِيّةِ دوُني إسْتيناسَ الطِفلِ إلي مَحالِبِ اُمِّه. »[4]مضمون فرمایش مبارک آن حضرت این است که من جماعت اهل خیام خود را آزمودم و آن‌ها را نیافتتم مگر انسان‌های دلاور و پایدار و جنگجویان استوار در راه خدا. به بیان دیگر اصحابی دلاور، جنگجو و پایدار در راه خداوند متعال هستند که به شهادت همانند طفل به شیر مادر علاقمندند.

همچنین در ادامه فرمودند: «لَا أَعْلَمُ أَصْحَابـًا أَوْفَی وَلَا خَیرًا مِنْ أَصْحَابِی، وَلَاأَهْلَ بَیتٍ أَبَرَّ وَلَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیتِی؛ فَجَزَاکمُ اللَهُ عَنِّی خَیرَ الْجَزَآءِ؛ من از شما بهتر ندیدم، از جمع کم و اندکی که به اوج ایثار و شهادت و جهاد در راه خداوند تن داده‌اند، بهتر سراغ ندارم؛ خداوند به شما جزای خیر و نیکو دهد.»[5]

گزارشی از روز عاشورا

در واقعه عاشورا اصلی‌ترین تلاش امام حسین (ع) این بود که هیچ راه حجتی برای آنان باقی نگذارد و آغازگر جنگ نباشند و همچنین نهایت مهربانی و بردباری را در برابر آن قوم نابکار از خویشتن نشان دادند اما عمر بن سعد اصحاب و لشکریان خود را جمع کرد، تیری به سمت خیمه‌های اباعبدالله الحسین (ع) روانه کرد و به اصحاب گفت شما نزد یزید شهادت بدهید که من اولین کسی بودم که تیر در کمان قراردادم و به سمت خیمه‌ها روانه کردم.

در این میان حضرت خطاب به یاران باوفای خود فرمودند: «قُومُوا اَیُّهَا الْکِرامُ اِلَی المَوْتِ الَّذی لابُدَّ مِنْهُ فَاِنَّ هذِهِ السِّهامَ رُسُلُ القَوْمِ اِلَیْکُمْ فَوَاللّهِ ما بَیْنَکُمْ وَبَیْنَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ اِلاالْمَوْتُ یَعْبُرُ بِهؤُلاءِ اِلی جِنانِهِمْ وَبِهؤُلاءِ اِلی نیرانِهِمْ»؛ ای بزرگان و صاحبان کرامت به پا خیزید که صحنه جنگ و آزمایش بزرگ تاریخی شما شروع شد و به سوی مرگی بشتابید که خواه ناخواه به سراغ تمام ما خواهد آمد. تیرهایی که به سمت شما آمد فرستادگانی است که شما را به جنگ دعوت می‌کند و میان شما و بهشت یک گام بیشتر فاصله نیست. با جهاد و فداکاری خود آخرین گام را به سمت جنان واسعه و بهشت جاویدان خدا بردارید.

سخنرانی امام حسین (ع) پس از ادای فریضه ظهر عاشورا

ظهر عاشورا امام حسین (ع) نماز عاشقانه و عارفانه‌ای خواندند که در طول تاریخ کم‌نظیر است و پس‌ازآن در صحرای سوزان کربلا خطاب به اصحابی که از صبحگاهان در جنگ بودند و آبی برای نوشیدن نداشتند، چند جمله‌ای به سخنرانی پرداختند ازجمله: «یا کِرامُ هذِهِ الْجَنَّةُ قَدْ فُتِحَتْ ابواب‌ها وَ اتَّصَلَتْ اَنْهارُها وَ اَیْنَعَتْ ثِمارُها»[6]؛ ای بزرگواران بهشت رودرروی شماست، بنگرید چگونه درهای بهشت به روی شما گشوده شده است و چگونه نهرهای زلال بهشت جاریست و درختان پرثمر بهشت در انتظار شما بزرگواران است. به پا خیزید و به جنگ کارزار خود ادامه دهید.

در تاریخ وارد شده است که اباعبدالله الحسین (ع) با تصرف ولایی و اعجاز الهی خودشان بهشت را به اصحاب نشان دادند و فرمودند بهشت آماده پذیرایی شماست.

اوج عظمت روحی در روز عاشورا

تاریخ نقل می‌کند زمانی که حضرت در معرکه کارزار و جنگ بودند یکی از اصحاب خطاب به دیگری فرمود: «لَا یبَالِی بِالْمَوْتِ!نگاه کنید اباعبدالله الحسین (ع) در این کارزار چقدر شاداب و بانشاط است که اصلاً اعتنایی به مرگ ندارد.»[7] پس‌ازآن امام حسین (ع) فرمودند: «صَبرا بَني الكِرامِ! فما المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ و الضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ و النَّعيمِ الدّائمَةِ »[8]فرزندان بزرگوار اندکی دیگر بردباری و شکیبایی کنید زیرا مرگ همانند پلی است که شما را از سختی، مشقت و دشواری به سمت بهشت بزرگ خداوند عبور می‌دهد.

در تمام خطبه‌هایی که حضرت در طول راه و همچنین روز عاشورا فرمودند به صفت کرامت، بزرگواری و عظمت روحی یاران خود اشاره می‌کند زیرا انسان اسیر مطامع دنیا و نعم زودگذر دنیا نباشد. حضرت در توصیف اصحاب خود می‌فرمایند: «اصحاب من کسانی هستند که از امور پست آزاد شدند و انسان‌های بزرگواری هستند که به دنیای فانی لبخند می‌زنند، دنیا را به مسخره گرفتند و مرگ را ناچیز شمرده‌اند.»

بایسته‌هایی در خصوص نهضت عاشورا

امروز نیز همه مسلمانان و مؤمنان وظیفه دارند برای عظمت اسلام از خود فداکاری، گذشت از خویش برای اسلام و مصالح اجتماعی نشان دهند. اباعبدالله الحسین (ع) مرگ را در جلو چشم اصحاب و یاران خود کوچک جلوه دادند و آخرت را دقیق، روشن و واضح نمایان می‌کردند. امروز پس از گذشت قرن‌ها پای منبر و سوگواری اباعبدالله الحسین (ع) می‌نشینیم و از این مدرسه بزرگ الهی درس ایمان، فداکاری و ایثار و جهاد و پایداری در راه خدا را می‌آموزیم. امیدواریم این عزاداری‌ها سرمایه‌ای باشد تا نسل جوان و جامعه ما هرچه بیشتر با این تابلوی زیبای عاشورا و حادثه کربلا آشنا شود و درس زندگی و مقاومت در راه خداوند را بیاموزد.

ذکر مصیبت روز یازدهم محرم

روز یازدهم محرم است و قهرمان این روز زینب کبری است. لحظات آخر شهادت اباعبدالله الحسین (ع)، حضرت پس از جراحت‌ها و سختی‌هایی که دیده بودند، چند لحظه‌ای از هوش رفتند. حضرت زینب بالای سر امام حسین (ع) قرار گرفتند و جملاتی فرمودند که دل سنگ را آب می‌کند. راوی می‌گوید من بالای قتلگاه ایستاده بودم که زینب (س) رسید، جسد بیهوش برادر را دید و فرمود:  برادر عزیز تو را به حق جد بزرگوارم، بحق پدرم امیرالمؤمنین با من حرف بزن، بحق مادرم فاطمه زهرا با من حرف بزن. خواهرت تحمل دوری تو را ندارد، ای پاره تن من، عزیز دل و نور چشم من با من حرف بزن. در این لحظه اباعبدالله الحسین (ع) چشمان خود را باز کردند و فرمودند: خواهر عزیز دل من را شکستی، غم و غصه من افزوده شد اندکی آرام باش.»

روز یازدهم حوادثی اتفاق افتاد که عمده آن دو ماجراست. روز یازدهم لشکر کینه‌توز عمر بن سعد مجدداً به‌فرمان عمر سعد یک‌بار دیگر به زن و بچه‌ها حمله کردند و باقی‌مانده خیمه‌ها را سوزاندند و بعد در ادامه دستور داد جمعی از افراد لشکر اسب‌ها را نعل تازه زدند و آماده کردند تا بر جنازه‌های مطهر شهدا بتازد.

لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِالْعَلِی الْعَظیمِ وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنقَلَبٍ ینقَلِبُونَ[9]

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِنَّا أَعْطَینَاک الْکوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّک وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَک هُوَ الْأَبْتَرُ[10]

خطبه دوم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین . اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ»[11]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

بار دیگر همه شما نمازگزاران عزیز و گرامی و عزاداران سید و سالار شهدا را به تقوا و پارسائی و درس‌آموزی و الهام‌گیری از عاشورا و کربلای حسینی و پاک‌سازی درون و آماده‌سازی لقاء خداوند دعوت و سفارش می‌کنم. امیدواریم خداوند متعال در این ایام عزاداری‌های ما و عرض ارادت و اخلاص‌های ما را در پیشگاه خودش مورد لطف و قبولی قرار بدهد.

تسلیت شهادت امام سجاد (ع)

بنابر نقلی شهادت امام سجاد (ع) در این ایام قرار دارد که شهادت این امام بزرگوار را تسلیت عرض می‌کنم و همین‌طور در این ایام که ایام سوگواری سید و سالار شهدا و قافله اسرا و پیام‌آوران عاشورا و کربلای امام حسین است، به‌تمامی برادران و خواهران بزرگوار تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

بایسته‌هایی در خصوص رونق عزاداری

از تمامی برادران و خواهران و هیئات و عزاداری که از خود رشد و عشق و اخلاص خوبی را در عزاداری‌ها نشان دادند تشکر می‌کنم. بحمدالله عزاداری‌های امسال هم شکوه، جلال و رونق بسیار خوبی داشت و درعین‌حال از اختلافات و بسیاری از آفات عزاداری دور بود. باید تلاش کنیم هیئات اولاً به‌صورت تشکل‌های دینی و سالم در طول سال باقی بمانند، و در طول سال به‌صورت تشکل‌هایی که در کارهای اجتماعی شرکت دارند باقی بمانند. باید تلاش کنیم نسل جوان امروز را با حماسه حسینی و اهل‌بیت عصمت و طهارت ارتباط دهیم. ثانیاً هیئات مذهبی باید تلاش کنند مبلغ دین خداوند و مروج اهداف اباعبدالله الحسین (ع) باشند. هیئات باید در اقدامی ازجمله ساختن مدارس و مراکز فرهنگی، برگزاری مراسم دینی، تأسیس مؤسسات خیریه و رسیدگی به فقرا و ایتام شرکت داشته باشند.

باید از درون عزاداری امام حسین (ع) جوانان پاکی بسازیم و پس از عاشورا باید احساس کنیم در مناطق مختلف جوانان جدید و افراد تازه‌ای جذب راه امام حسین شدند و بر ایمان افراد افزوده شده است. تلاش کنیم این حرکات فرهنگی در طول سال باقی بماند و مساجد و هیئات را با هم ارتباط دهیم. در کنار عزاداری‌ها باید به مشکلات اجتماعی ازجمله اعتیاد، مشکلات خانوادگی و طلاق و مشکلات مستمندان توجه کنند و در راستای حل مشکلات اجتماعی بکوشند. ان‌شاءالله تمامی عزیزان در راستای این اهداف تلاش خواهند کرد و این روال در طول سال‌های آتی ادامه یابد.

بزرگداشت روز جهانی بهداشت

به مناسبت روز جهانی بهداشت خدمت تمامی عزیزان عرض می‌کنم باید به مسئله بهداشت در جامعه توجه بیشتری صورت گیرد و مردم نیز از بهداشت در محیط خانواده و کار برخوردار شوند. پیشگیری از بیماری‌ها و خسارات مالی و جانی تنها از طریق بهداشت ممکن است که باید به این امر مهم بیش از پیش توجه کنیم. از مسئولان بزرگواری که برای بهداشت مردم تلاش می‌کنند تلاش می‌کنم و امیدوارم به فعالیت‌های خود توسعه دهند و مردم نیز تلاش کنند با همراهی و همدلی بهداشت را در سطح شهر و مراکز مختلف رعایت کنند.

سالگرد تأسیس بنیاد مسکن

بنیاد مسکن در طول سال‌های پس‌ از انقلاب خدمات ارزنده‌ای در تأمین مسکن انجام دادند و همین‌جا از فعالیت‌های عزیزان در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تشکر می‌کنم زیرا اقدامات خوبی در واگذاری زمین، تأمین مسکن و اعطای وام انجام دادند. حضور عزیزان تأکید می‌کنم مسئله مسکن اگر به‌صورت اصولی حل شود بسیاری از مشکلات جوانان را حل خواهد کرد.

توجه به استحکام ساخت‌وساز

نبی بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی (ع) در بنای قبرها فرمودند: «باید قبرها محکم باشد و کار انسان مؤمن باید متقن، استوار و صحیح باشد.» بخشی از مشکلات جامعه درزمینهٔ ساخت‌وساز به مشکلات اقتصادی برمی‌گردد که قسمتی از آن مربوط به سهل‌انگاری است. با توجه به عدم رعایت مقررات ساخت‌وساز در تهران پیش‌بینی شده است که اگر زلزله‌ای اتفاق بیفتد فاجعه‌ای عظیم جهانی اتفاق خواهد افتاد. مسئولین باید قوانین و مقررات ساخت‌وساز را جدی بگیرند و بر اساس اصول و معیارهای صحیح ساخت‌وساز را ایجاد و احداث کنیم. درزمینهٔ احداث حسینیه‌ها، مساجد و مدارس باید تلاش کنیم تا حادثه‌ای طبیعی باعث نشود تا جمع زیادی انسان را زیر آوار ببرد.

امیدواریم خداوند به‌تمامی ما توفیق بندگی خالصانه خودش را عنایت بفرماید.

دعا

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الأعزّ الأجلّ الاکرم یا الله ... یا ارحم الراحمین. اللهم ارزقنی توفیق الطاعة و بعدالمعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر واهله.

خدایا دل‌های ما را به انوار ایمان و معرفت خودت منور بفرما گام‌های ما را در راه خودت استوار بدار ما را عاشورایی قرار بده مرگ ما را مرگی عاشورایی و حسینی قرار بده خدایا پیوند ما را از خاندان پیامبر و از اصحاب اباعبدالله الحسین هیچ‌گاه قطع مفرما خدایا اعمال و عبادات ما عزاداری و سوگواری ما را در این ایام مقبول بارگاه خودت قرار بده ما را از پیروان و یاران وفادار و فداکار اباعبدالله الحسین قرار بده خدایا مشعل عاشورا را همواره در میان و نسل جوان ما همواره زنده نگاه بدار پرچم پرافتخار عاشورا و کربلای حسینی را در کشور ما و جهان اسلام در اهتزاز درآور خدایا دل‌های ما را عاشورایی و قرآنی قراربده خدایا گناهان و معصیت‌های ما را ببخش و بیامرز اموات و گذشتگان ما را کسانی که سال‌های قبل در نماز جماعات و جمعه و در عزاداری و سوگواری‌ها شرکت می‌کردند و اکنون به لقاء خدا رفته‌اند و ذوی الحقوق ما را غریق بحار رحمت خودت بفرما ارواح شهیدان والامقام ما را و روح مطهر امام بزرگوار را با اصحاب اباعبدالله الحسین محشور بفرما خدایا کشور ما را از همه خطرها و آسیب‌ها دوربدار باران رحمت و برکات مادی و معنوی‌ات را بر ما و امت ما نازل بفرما همه خدمتگزاران به اسلام و دلسوزان نظام اسلامی، خادمان این ملت و دلسوزان این کشور اسلامی به ویژه مقام معظم رهبری را مؤید و منصور و موفق و بدار خدایا خطرها را از ما دوربدار مسلمانان را در همه بلاد عالم پیروز بفرما شر دشمنان اسلام را به خودشان بازگردان خدایا سلام‌ها و درودهای ما را به پیشگاه اباعبدالله الحسین و یاران او و به محضر سید و سرور و سالار ما حضرت بقیة‌الله الأعظم ابلاغ بفرما بر فرج آن حضرت تعجیل بفرما قلب نورانی او را از ما خوشنود بدار مشکلات و گرفتاری‌های ما را مرتفع بفرما مریضان موردنظر و جانبازان را شفا عنایت بفرما.


[1]. سوره اعراف، آیه 43.

. سوره مبارکه آل عمران، آیه 102.[2]

. بحارالانوار، جلد 46، صفحه 366 و 367.[3]

. مقتل الحسین للمقرم، صفحه 218 تا 219. [4]

. ارشاد مفید، صفحه 250.[5]

. اسرار الشهادة، صفحه 175.[6]

. معانی الاخبار، صفحه 288.[7]

. معانی الاخبار، صفحه 288.[8]

. سوره مبارکه شعرا، آیه 227.[9]

. سوره مبارکه کوثر.[10]

. سوره مبارکه آل عمران، آیه 102.[11]


اعلام برنامه‌ها:

1- تلاوت آیاتی از قرآن مجید، 2- خیرمقدم توسط امام‌جمعه شهرستان میبد جناب آقای اعرافی، 3- گزارشی توسط فرماندار شهرستان میبد، 4- ارائه مقالات، 5- پذیرایی، 6- سخنرانی امام‌جمعه مرکز استان جناب حجت‌الاسلام آقای صدوقی، 7- سخنرانی ریاست محترم شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه حضرت آیت‌الله تقوی. 8- سخنرانی استاندار محترم استان یزد.

در ابتدا تلاوت چند از آیات قرآن کریم.

سخنرانی آقای اعرافی در مورد وضعیت شهر میبد:

بسم‌الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. «لْحَمْدُ لِلَّهِ لَّذِی هَدَانَا لِهَـٰذَا اما کنّاس لِنَهْتَدِی لَوْلاَ أَنْ هَدَانَا للَّهُ».[1]ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابالقاسم محمد (ص) و علی آله الاطیبین الاطهرین. رَبَّنا عَلیکَ تَوَکَلنا وَ اِلیکَ المَصیر.

مقدم مبارک سرور گرامی جناب آقای تقوی ریاست محترم شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه و همراهان و ائمه محترم استان یزد و همه عزیزان حاضر را به این محفل گرامی می‌داریم.

سالگرد شهادت شهدای هفتم تیر به‌ویژه آیت‌الله بهشتی و سومین شهید محراب مرحوم آیت‌الله صدوقی را گرامی بداریم و از خداوند برای این عزیزان و شهدا و امام راحل طلب مغفرت و علو درجات داریم.

استحضار دارید که شهر میبد زادگاه آیت‌الله حائری مؤسس حوزه علمیه قم است و چهره‌های شاخصی از این خطه برخاسته‌اند. ابوالفضل رشیدالدین میبدی صاحب کشف‌الاسرار، قاضی میرحسین میبدی و چهره‌های دیگری که از این منطقه بودند هرکدام آینه‌ای از فکر و فرهنگ و استعدادها و قابلیت‌های این منطقه هستند. نماز جمعه از قبل از انقلاب در این منطقه برگزار می‌شده و آیت‌الله اعرافی در سال 56-57 شمشیر به دست‌نماز جمعه را اقامه می‌کردند. مردم میبد و همچنین آیت‌الله اعرافی در کنار آیت‌الله صدوقی و آیت‌الله خاتمی در عرصه انقلاب همیشه درصحنه بودند. بعد از انقلاب حضور مردم در انقلاب حضوری چشم‌گیر و دارای تکریم است. این منطقه با جمعیتی بالغ‌بر 70 هزار نفر است که 400 شهید و 400 آزاده داشته.

وضعیت فرهنگی

این منطقه 5 مرکز عالی دارد، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشکده الهیات، دانشکده علوم قرآنی، دانشگاه پیام نور، آموزشکده فنی و قریب هفت هزار دانشجو در شهر هستند. دو حوزه علمیه خواهران و برادر آن‌که برادران حدود 2000 طلبه از سطوح ابتدایی تا پایان سطح، و خواهران بیش از 60 طلبه مشغول به تحصیل هستند. حوزه علمیه خواهران این منطقه از حوزه‌های شاخص کشوری است. شعبه‌ای از دبیرستان‌های معارف شهید مطهری اینجا وجود دارد، قریب 20 هزار دانش‌آموز مشغول هستند. دانش‌آموزان ما در بسیاری از رشته‌ها و مقاطع هرسال درجات اول و دوم استانی رادارند. بیش از 70 مسجد، 70 حسینیه و هیئت مذهبی در اینجا هستند. متخصصان سطح بالایی در خود شهر و شهرهای دیگر و حتی تهران داریم. البته ازنظر وضعیت فرهنگی در کنار قوت‌هایی که عرض کردم ضعف‌هایی هم هست. اعتیاد مثل سایر جاها در این شهر کم‌وبیش است. از آن‌طرف هم در مقایسه با جمعیت دانشجویی و سطح فرهنگی به لحاظ امکنه فرهنگی، کتابخانه‌ها و ... مشکل‌داریم.

نماز جمعه حداقل بین 2 تا 3 هزار نمازگزار دارد تا در مواقعی مثل محرم و رمضان و ... تا 15-16 هزار نفر را جذب می‌کند. در نماز عید فطر با جمعیتی بالای 20 هزار شرکت می‌کنند. نماز جمعه ما به‌صورت سیار است؛ چون جای ثابت و سالمی نداریم. زمینی با متراژ 90 هزار متر برای احداث مصلا و مجموعه فرهنگی که پاسخگوی نیازهای فرهنگی باشد، در دست احداث است. در سال چندین بار به محلات شهر به‌صورت سیّار سر می‌زنیم که نقش خوبی در همبستگی مردم دارد. ازنظر بافت شهری از حالت پراکندگی گذشته به پیوستگی به وجود آمده.

روحانیون:

جلسات روحانیت به‌صورت ماهانه در همین‌جا با جمعیت 50-60 نفر تشکیل می‌شود. اساس‌نامه‌ای تدوین‌شده که هنوز تصویب نشده و در دست اقدام است. سالی یک‌بار نظرسنجی و پرسش‌نامه‌ای داریم که برای نماز جمعه است. برنامه‌ای برای تحقیق و پژوهش داریم که آیین‌نامه‌اش همراه چند نمونه کارشناسی به حوزه علمیه قم فرستادم، به‌زودی که تکمیل و ویرایش نهایی شد تقدیم خواهم کرد. خیلی جالب است که با این برنامه وضعیت مخاطبین را مشخص می‌کند. برنامه‌های حوزه و برنامه‌های شهری اخیراً برنامه‌ریزی‌شده است و همراه دوستان بیشتر در دفتر هستیم.

سیاسی:

ازلحاظ سیاسی فوق‌العاده فعال هستیم. تلاش شده تعامل این گروه‌ها با هماهنگی که مسئولین دارند خیلی سخت نباشد گرچه بی مشکلات هم نیست.

مسئولین:

باوجود سلایق مختلفی بین مسئولین معمولاً باهم هماهنگ هستیم و به هم اعتماد داریم.

به نظر بنده دفتر امام‌جمعه منبع متصدی کارهای فرهنگی باشد. سعی بر این است اگر سمیناری تشکیل می‌شود برنامه‌ریزی شود و کارها را دیگران انجام دهند. دخالت و تصدی‌گری در کار ائمه جمعه باید به حداقل برسد و به سمت انجمن‌ها و افراد و فعالان فرهنگی هدایت شود. به فراخور توان و وقت سعی می‌کنیم به گروه‌های ورزشی هم کمک کنیم.

ما هم نقاط ضعف داریم و هم نقاط قوت. سعی داریم که با تلاش و هماهنگی و وحدت بتوانیم وظایف را به نحو احسن انجام دهیم. ان‌شاءالله خداوند توفیق انجام رسالت‌های دینی و ادامه راه امام راحل و شهدا عنایت بفرماید.

سخنرانی آقای نقیبی زاده فرماندار شهر میبد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم. سلام و خیرمقدم خدمت همه حضار و عزیزان در جلسه.

اشتغال:

همان‌طور که آقای اعرافی فرمودند شهرستان میبد حدود 70 هزار جمعیت دارد که از این جمیعت در حدود 20 هزار دانش‌آموز و 30 هزار نیروی آماده‌به‌کار و نسل جوان بین 3-30 سال راداریم. مردم شهرستان میبد از قدیم افراد سخت‌کوشی بودند، با توجه به مشکلاتی که در مورد آب و قنوات داشتیم ولی در حد توان در امر کشاورزی و قنوات و حفر آب‌های زیرزمینی فعال بودند. شهرستان میبد دو شهرک دارد: 1- شهرک صنعتی جهان‌آباد وابسته به وزارت صنایع و معادن.2- ناحیه سنتی وابسته به جهاد کشاورزی که عمدتاً کارهای روستایی را پیگیری می‌کند. از قبل از انقلاب 200 واحد تولیدی در شهرک جهان‌آباد مجوز تولید گرفتند که 70 واحد آماده‌به‌کار و 30 واحد در امر تولید فعال هستند. تولید عمده این واحدها کاشی و سرامیک هست، به‌اضافه تولید وسایل بهداشتی، تولید سرنگ و ست‌های بیمارستانی و اتاق‌های عمل.

در محدود میبد با توجه به اینکه کار اصلی اهالی کاشی و سرامیک بوده، بعد از انقلاب کارهای سنتی و دستی را به سمت جدید و صنعتی انتقال دادند. ظروف تقریباً شبه به چینی به نام سرامیک داریم که ازجمله کارخانه میبد مروارید تولید می‌کنند.

صنایع‌دستی:

در بخش صنایع‌دستی علاوه بر کاشی و سرامیک، قالی‌بافی، زیلوبافی دارند که نیاز به حمایت مسئولین و دولت دارند.

میراث فرهنگی:

در استان میبد بناهای تاریخی وجود دارد مخصوصاً نارین قلعه میبد که از قدیمی‌های میراث فرهنگی است، با توجه به کاوشگری‌های آن‌که بخشی انجام‌شده و بخشی در حال انجام است، شواهدی که کاوشگران داده‌اند نقل از این می‌کند که در حدود 7 هزار سال قدمت دارد. بعد از نارین قلعه، کاروانسرا، چاپارخانه، یخچال میبد و قلعه‌های قدیمی که به ازای هر محله یک قلعه وجود دارد که بخشی از آن را میراث فرهنگی در حال مرمت و بازسازی است. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب جمعیتی از شهرستان میبد به کشورهای خلیج مهاجرت می‌کردند که عمدتاً به کشورهای دبی، کویت و قطر و بعضاً هم به کشورهای اروپایی جهت تحصیل و یا کارهای اقتصادی. دلیل اینکه شهرستان میبد بنیه نسبتاً قوی اقتصادی دارد به مهاجرت به کشورهای خارجی است و یا بعضاً به استان‌ها و تهران. عمدتاً هم در تهران به کارهای ساختمانی مشغول هستند.

خدمات:

شهرستان میبد بعد از انقلاب رشدهای خوبی داشته است. همان‌طور که می‌دانید میبد درراه ترانزیتی بندرعباس- تهران، یا زاهدان- تهران قرار دارد و یکی از دلایل فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی میبد همین جاده است. در زمینه‌های آب، برق، گاز اقداماتی صورت گرفته. ازنظر برق مشکلی نداریم، ازنظر آبی به نسبت شهرهای دیگر مشکل کمتر در آب آشامیدنی و کشاورزی داریم، با تلاش دولت محترم آب اصفهان و سرشاخه‌های کارون به اردکان، میبد، یزد جاری است. در مورد گاز از سال 78 از مسیر خط انتقال اصفهان- کرمان به میبد هم وصل شده و بخش عمده‌ای از شهرستان میبد و روستاهای حومه تحت پوشش گاز هستند. با برنامه‌ریزی و تأمین اعتبار پیش‌بینی‌شده که تا سال 81 کل شهرستان میبد زیرپوشش گاز هم قرار بگیرد.

 سخنرانی آقای مدرس:

امام خمینی (رضوان‌الله علیه): نماز جمعه باید هرچه باشکوه‌تر اقامه شود.

ارائه مقاله در مورد شاخصه‌های نماز جمعه موفق:

مقدمه:

بسم‌الله الرحمن الرحیم. الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.« قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی* وَیسِّرْ لِی أَمْرِی* وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی* یفْقَهُوا قَوْلِی»[2].

عرض خدمت مقدم خدمت همه عزیزان به‌خصوص رئیس شورا حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج‌آقای تقوی و همچنین گرامی داشت یاد و خاطره شهدای هفتم تیر و شهدای انقلاب و سومین شهید محراب شهید صدوقی و طلب مغفرت و علو درجات برای همه عالمان درگذشته و ائمه جمعه به‌خصوص آیت‌الله اعرافی از خداوند باری‌تعالی.

تشکر ویژه از حاج‌آقای فیاض دارم که در این چندساله با درایت و مهربانی به اداره جمع ائمه جمعه استان همت گماردند. بااینکه از سمت خودشان استعفا دادند خواهش می‌کنیم که در جمع ما حضورداشته باشند تا از وجودشان استفاده کنیم.

نماز جمعه عبادت جمعی:

گرچه وجه مشترک مسائل عبادی در اسلام روح عبودیت آن است اما بدون شک هر یک از آن‌ها دارای جلوه خاصی است که آن اعمال را از یکدیگر متمایز می‌کند. ازجمله عباداتی که افزون بر عبودیت دارای ابعاد ویژه‌ای است که آن را از سایر اعمال متمایز است نماز جمعه است. نماز جمعه از جهت وابستگی به اجتماع، حکومت جلوه‌های خاصی را در خود جای‌داده است. لزوم حضور حداقل 5 نفر با شرایط خاص و رعایت فاصله بین دونماز جمعه ازلحاظ مکانی، خود گویای مردمی بودن آن نماز است. همچنین حکومتی بودن نماز جمعه بر اساس دیدگاه بسیاری از فقهای شیعی و جمعی از فقهای اهل سنت و کیفیت تنظیم خطبه‌ها، همراه با چگونگی ایراد آن گواه روشنی بر ضروری بودن حکومت در اجرای احکام اولیه اسلام است. همین ابعاد گوناگون است که این عمل عبادی سیاسی اجتماعی را با توجه به فرآیندهای آن در طول قرن‌ها با فراز و نشیب مواجه کرده و مخالفان فرهنگی و سیاسی شیعه را بر آن داشته است تا با تمام ابزارهای قدرتی از برگزاری آن به نحو مطلوب جلوگیری کند.

علل تداوم نماز جمعه:

بنابراین می‌توان گفت قوام وجودی نماز جمعه علاوه بر روح عبودیت وابسته به دو رکن اساسی است. حکومت و اجتماع. دیده شدن این ارکان در نماز جمعه از سوی شریعت به‌گونه‌ای است که اگر هریک از آن‌ها لطمه ببیند مشروعیت نماز جمعه از دیدگاه بسیاری از فقها زیر سؤال می‌رود.

کنکاش در تاریخ و فراز و نشیب در نماز جمعه در ادوار گوناگون ما را به این نتیجه می‌رساند که موفقیت و عدم موفقیت نماز جمعه در هر زمان وابسته به این ارکان است. بنابراین اگر در برهه‌ای از زمان، دوران صفویه، رونق نماز جمعه را به‌گونه‌ای شاداب و پرطراوت می‌بینیم می‌بایست آن را از این زوایا موردبررسی قرار دهیم. و نیز اگر در بسیاری از زمان‌ها حتی زمان حضرات معصومین (علیهم‌السلام) به‌غیراز نبی مکرم اسلام (ص) و امیرالمؤمنین (ع) عینیت نماز جمعه را بسیار کمرنگ می‌بینیم چاره‌ای به‌جز نگریستن از یکی از این ارکان ‌که عمده آن‌ها حکومت است، نمی‌باشد. چراکه ترک این سنت در زمان حضور پیشوایان معصوم شیعه علیهم‌السلام نه به خاطر عدم مشروعیت و نه به سبب سهل‌انگاری و تساهل بوده بلکه عدم اقتدار حاکم شیعی که منصب نماز جمعه مستقیماً وابسته به اوست از مهم‌ترین دلایل آن می‌باشد.

اسلام و حکومت:

 ازاینجا مفهوم روایت علوی که در اربعین خاتون‌آبادی آمده است روشن می‌شود که «الاسلام و السلطان العادل اخوان». «الاسلام عُسرٌ لایفقهو واحدٌ منهما الاّ بصاحبه. الاسلام عسرٌ و السلطان العادل حارثٌ ما لا عسر له فَمُنهَدِم و ما لا حارث له فَضایع». و اگر امام راحل (رضوان‌الله علیه) اسلام حاکم پس از پیروزی انقلاب را اسلام ناب محمدی نامیدند به همین جهت بود چون اسلام بدون پذیرش ولایت حکومتی اسلام ناب نیست. این چیزی جز مفهوم همان روایت شریف قدسی نیست که امام باقر فرمودند:

« قال اللّه تبارك و تعالى: لاعذّبنّ كلّ رعيّة فى الاسلام دانت بولاية كلّ امام جائر ليس من اللّه و اِن كانت الرعية فى اعمالها بَرَّة تقيّة و لاعفونّ عن كلّ رعيّة فى الاسلام دانت بولاية كلّ امام عادل من اللّه و اِن كانت الرعيّة فى انفسها ظالمةً مسيئة »[3]

این خاصیت وجودی حکومت در زمان حضور حضرات معصومین است. بنابراین شاخصه‌های موفقیت نماز جمعه مستقیماً وابسته به حکومت و امامان جمعه منصوب از سوی حکومت است.

حضور مردم در نماز جمعه و صحنه:

اینک در این مقال بر آنیم تا سازوبرگ‌های موردنیاز در یک نماز جمعه موفق را بررسی کنیم. شکی نیست که حضور اقشار مختلف مردم در نماز جمعه نه‌تنها از شاخصه‌های بارز نماز جمعه موفق است، بلکه از نشانه‌های روشن حمایت آنان از حکومت و از جلوه‌های دشمن‌ستیز اسلام و انقلاب است. ازاین‌رو مولی‌الموحدین امیرالمؤمنین (ع) می‌کوشد تا مردم را در حکومت علوی بر صحنه نگه دارد. شیخ مفید با نقل سنتی از علی (ع) مبنی بر تأیید قضاوت در بدو حکومت بابیان آن حضرت که خطاب به قضات فرمودند «قَالَ لِقُضَاتِهِ اقْضُوا كَمَا كُنْتُمْ تَقْضُون‏ »[4]؛چنین تحلیل می‌کند. کلام شیخ مفید می‌فرماید:« فإنما قال لهم هذا القول فی أول الأمر و عند فور الناس بالبيعة له فكره ع أن يأمرهم بالقضاء بمذاهبه كلها المتضمنة لنقض أحكام من تقدمه و الخلاف على جماعتهم فينفرون عن نصرته و يتفرقون عن الجهاد معه‏...[5]»؛خلاصه کلام شیخ مفید این است که اگر حضرت امیر فرمودند قاضیان خلفای زمان قبل از من همچنان به شیوه قضاوتی قبل ادامه بدهند به خاطر حضور مردم و نگه‌داشتن مردم درصحنه بود؛ چون دیدند اگر تغییر در شیوه قضاوتی پیدا شود. همچنین در جای دیگری آنجا که مدح و ثنای حضرت امیر به‌وسیله یکی از دوستدارانشان باعث می‌شود تا برای جمعی از عوام قابل‌هضم نباشد و از وجود آن حضرت دل‌زده شوند، حضرتش از سراینده می‌خواهد تا از خواندن مجدد این اشعار که چیزی جز حقیقت نبود سرباز زند.؟

لذا از این قضایا این‌گونه بهره‌برداری می‌شود که حضور مردم درصحنه‌های گوناگون جهت پشتیبانی از اصل حکومت و ولایت هرچند همراه با انحرافات در اولویت نخست حکومت علی قرار داشته است. حال هنوز مردم را در نماز جمعه چگونه می‌بینید که نماز پشتیبان اسلام و انقلاب است. اینجاست که نقش تمامی اجزای حکومت به‌ویژه شورای محترم سیاست‌گذاری ائمه جمعه و ائمه جمعه باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

الف- نقش شورای سیاست‌گذاری در بالا بردن موفقیت نمازهای جمعه.

1. تشخیص برپایی نماز جمعه در جای‌جای ایران. 2. شناسایی نیروهای لایق جهت امامت جمعه. 3. آموزش‌های لازم به‌صورت حضوری و غیرحضوری برای امامان جمعه. 4. رسانیدن جدیدترین اطلاعات علمی، سیاسی، و فرهنگی به ائمه جمعه. 5. تشویقات لازم. 6. حل مشکلاتی غیرمالی که گاه برای ائمه جمعه در محل پیش می‌آید. 7. تبیین جایگاه حقوقی ائمه جمعه برای مسئولین محترم شهرها. 8. صدور دستورات لازم جهت هماهنگی مسئولین محترم محلی برای رفع پاره‌ای از مشکلات از سر راه اقامه جمعه. 9. حفظ هویت و استقلال ائمه جمعه. 10. ارزشیابی از عملکرد ائمه جمعه و تذکرات لازم برای رفع نقصیات. 11. پشتیبانی مالی برای تأمین مخارج در صورت نیاز، گرچه در مرحله اول روحانی می‌بایست مخارج زندگی خود را در چارچوب حفظ شئون روحانیت از خود محل تعیین نماید.

شاید در شورای سیاست‌گذاری این نظر وجود داشته باشد که هر امام‌جمعه برای تأمین مخارج باید از محل داشته باشد. امام‌جمعه‌ای داریم که ازلحاظ حضور مردمی در نماز جمعه و عشق و علاقه مردم به او در رتبه اول قرار دارد. اما بعد از گذشت سه سال امروز امام‌جمعه‌ای داریم که برای مخارجش حداقل یک‌میلیون و یک‌صد هزار تومان مقروض است. شورای سیاست‌گذاری باید فکری برای این فرد کند.

ب- نقش امام‌جمعه در بالا برد شاخصه‌های موفقیت نماز جمعه:

از عناصر مهم نماز جمعه ائمه جمعه هستند، آن‌ها نقش بسیار زیادی را در جذب و رفع مردم و رونق و افول نماز جمعه دارند. همه عزیزان عوالم موفقیت نماز جمعه از منظر امام‌جمعه می‌دانند اما برای تکمیل مقال ناگزیر به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

1. خطبه خوب خواندن. 2. خوب خطبه خواندن. 3. از عمق جان سخن گفتن و تطابق گفتار و رفتار. 4. مردمی بودن. 5. احساس مسئولیت در محدوده وظایف و اختیارات امام‌جمعه. 6. عدم دخالت در امور ادارات و ارگان‌ها، عدم دخالت در امور اجرایی مخصوصاً در شهرها و بخش‌های کوچک. 7. حاضر شدن با سرو رویی آراسته اما کم‌هزینه. 8. نظم و انضباط. 9. از حقوق شخصی گذشتن و بر حدودالله سخت گرفتن. 10. تواضع و ادب به مردم. 11. سعه‌صدر. 12. تشکیل ستادی کارا و شرکت در جلسات آنان به‌صورت مستمر و مرتب. 13. اصل را بر کارهای فرهنگی گذاشتن و از این طریق منتظر جواب سیاسی بودن. 14. حالت اشراف و پدری گرفتن و فارغ از طرفداری از احزاب و تشکل‌های سیاسی عمل کردن. 15. جاذبه فردی و خانوادگی. 16. عدم‌حمایت از نامزد خاصی در بسیاری از انتخابات، به‌ویژه انتخابات محلی. 17. خوش‌اخلاقی. 18 رعایت اصول مدیریت. 19. تربیت صحیح فرزندان و خانواده از جهات شرعی و عرفی و دخالت ندادن آنان در امور محلی. 20. خلوص نیت. 21. علم، دانش، بینش، روش. 22. حضور در مجالس مردمی اعم از مراسم شادی و عزا، و نیز حاضر شدن در مساجد و مدارس محل و تفقد از مردم. 23. تقید به احکام دین و مستحبات شرعی به‌ویژه تلاوت قرآن و نماز شب. 24. سیرت دینی و حمایت از ارزش‌های اسلامی. 25. استفاده از نخبگان محلی و کشوری به مناسبت‌های گوناگون در نمازهای جمعه. 26. مدارا کردن با روحانیون محل و ملازمت با آنان. 27. تشکیل جلسات قرائت، تفسیر، احکام. 28. به ارباب حاجت جواب رد ندادن. 29. رایزنی و مشورت در امور مجاز سرلوحه قرار دادن.

«إِذَا جَلَسَ مَعَ النَّاسِ إِنْ تَكَلَّمُوا فِي مَعْنَى الْآخِرَةِ أَخَذَ مَعَهُمْ، وَإِنْ تَحَدَّثُوا فِي طَعَامٍأَوْ شَرَابٍ تَحَدَّثَمَعَهُمْ رِفْقًا بِهِمْ وَتَوَاضُعًا لَهُمْ »[6]

بنده معتقدم که امام‌جمعه باید کار فرهنگی کند تا جواب سیاسی بگیرد و نه بالعکس.


[1]. سوره اعراف، آیه 43.

[2]. سوره طه، آیات 25-28.

[3]. شرح الکافی، الاصول و الروضة، ج 6، ص 333.

[4].منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه،ج 21،ص 361

[5]. فصول المختارة، فصل نقض، ص 204.

[6].موعظة المؤمنین من احیاء علوم الدین


خطبه اول

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کنَّا لِنَهْتَدِی لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللّه[1]؛ ثم الصلاة و السلام علی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آله الأطیَّبینَ الأطهَرین لاسیُّما بقیة‌اللّه فی الارضین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»[2] عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

مسائل تربیت خانوادگی

در خطبه اول بحث پیرامون مسائل تربیت خانوادگی است. نکته‌ای که در خانواده باید به آن توجه شود این است که اسلام برای اعضای خانواده در قبال یکدیگر وظایف و حقوق و مقرراتی را تبیین و ترسیم کرده است و خانواده سالم و خانواده کامل خانواده‌ای است که همه اعضای خانواده در قبال همدیگر احساس مسئولیت کنند و به وظایف و حقوقی که خداوند برای خانواده مقرر فرموده است توجه کنند. اگر ما در خانواده در نقشی که قرار داریم به وظایف و مسئولیت‌های خودمان توجه کنیم آن‌وقت می‌توانیم انتظار داشته باشیم که از آن خانه و خانواده فرزندان شایسته و سالمی برخیزد.

وظایف و حقوق خانواده

 نکته‌ای که به آن باید توجه شود این است که وظایف و حقوقی که خدا برای اعضا و اجزای خانواده مقرر کرده است:

 یک‌جهت وظایف و حقوقی که در خانواده برای پدر و مادر، فرزندان، خواهران و برادران مقررشده است همان وظایف عمومی است که انسان‌ها در قبال هم دارند. اما آنچه در خانواده از اهمیت بیشتری برخوردار است وظایف و حقوق و مسئولیت‌های ما در خانواده مبنای تربیت فرزندان خوب و نسل صالح و رشید آینده است ازاین‌جهت است که حقوق خانواده، وظایف خانوادگی، مسئولیت‌ها و رسالت‌هایی که خداوند بر دوش پدر و مادر قرار داده به این دلیل که نقش اول را در تربیت فرزند دارد و ساختار شخصیت نسل آینده در خانه شکل می‌گیرد از اهمیت بیشتری برخوردار است.

ازاین‌جهت است که می‌توان گفت از مهم‌ترین حقوق و وظایف و مسئولیت‌ها در میان حقوق و وظایف اجتماعی که اسلام برای افراد جامعه مقرر فرموده است، وظایفی است که ما در خانه‌بر دوشمان قرار داده‌شده است زیرا که خانه مهد شکل‌گیری شخصیت فرزندان و نسل آینده است.

به‌عبارت‌دیگر پدران و مادران اولین معماران شخصیت‌سازی فرزندان خود و نسل آینده جامعه در همه ابعاد علمی، اخلاقی و معنوی هستند. اگر ما در قبال فرزندان و نسل آینده احساس مسئولیت و رسالتی داریم بر ما لازم است که قبل از هر چیز مدیریت خانواده و اصول و قواعدی که برای اداره یک‌خانه از سوی پدر و مادر لازم است آن را موردتوجه قرار دهیم. اولین مسئولیت بر دوش پدران و مادران و خانواده این است که باید از مدیریت خوب فرهنگی اخلاقی و تربیتی برخوردار باشد.

پدر و مادران علاوه بر این‌که به‌عنوان مدیران خانواده و معماران تربیت نسل آینده در قبال پوشاک، خوراک، معیشت، زندگی اقتصادی و مادی فرزندانشان مسئولیت سنگین دارند. وظیفه‌ای بالاتر در قبال فکر، فرهنگ، اخلاق و تربیت دارند. آن‌ها باید برای تربیت فکری، اخلاقی، فرهنگی و معنوی فرزندانشان فکر و مطالعه کنند تجارب خوبی را کسب کنند و یاد بگیرند که چگونه با کودک، نوجوان و جوان خود تعادل کنند و او را در مسیر درست اخلاقی قرار دهد.

اگر اقدام یک خانواده بر اساس اصول درست باشد فرزندانی را که تربیت می‌کنند اعضای مؤثری برای جامعه و شخصیت‌های خوب و سالمی تربیت می‌شوند اما کوتاهی ما موجب می‌شود که فرزندان و نسلی که روی کار می‌آیند از دین و معنویت، از فکر و فرهنگ و اخلاق درست گریزان باشند. این کوتاهی گاهی خسارت‌های غیرقابل‌جبران به باد می‌آورد.

بسیاری از نکات مهم شخصیتی و روحی فرزندان و نوجوان‌ها در سنینی شکل می‌گیرد که اگر ما در آن سنین احساس وظیفه و مسئولیت نکنیم امکان جبران نیست. ازاین‌جهت است که آن حقوقی که در روایات و در مکتب ما برای پدر و مادر آمده برای این است که آینده سالمی برای فرزند رقم خورد و فرزند در یک کانون خوبی پرورش یابد. همان وظایفی که زن و مرد و همسران در قبال همدیگر دارند آن وظایف دلیل مهم و یکی از نکات مهم آن تربیت فرزند است. یعنی این‌که این وظایف فقط به‌عنوان روابط زن و شوهر نیست بلکه برای این است که یک‌خانه سالم و کانون پرمهر و محبت، فکری و معنوی پدید آید.

 همان‌طور که پدر و مادر بر فرزندان حق‌دارند به همان‌گونه فرزندان بر پدر و مادر حق‌دارند که بخشی از آن حقوق، حقوق فرهنگی، اخلاقی، معنوی و تربیتی است. یکی از حقوقی که فرزندان بر پدردارند: حق فرزند بر پدر این است که برای مادر او و همسر خود احترام قائل باشد. چرا؟ برای اینکه می‌خواهد بگوید که سرنوشت این فرزند و سلامت شخصیت این فرزند درگرو این است که پدر برای مادر که کانون مهر و محبت است ارزش قائل باشد، تا وقتی‌که در خانه پدر و مادر تعامل درستی نداشته باشند. روابط سالم و سازنده و خوبی میان پدر و مادر حاکم نباشد امکان ندارد فرزند از یک تربیت خوبی برخوردار شود.

محیط پرورش فرزندان

تحقیقات و تجربیات نشان می‌دهد که فرزندی که در محیطی پرورش پیدا کند که کانون خانواده را همیشه در التهاب و اضطراب دیده است و همیشه میان پدر و مادر جنگ و نزاع دیده و همیشه سوء اخلاق و کج‌تابی اخلاق در خانه را تماشا کرده است، این فرزند با یک ضریب درصد بالایی آماده انحراف و کج‌روی است.

در قلمرو اداره خانواده و تربیت علاوه بر این‌ها ما باید به این نکته توجه کنیم که در زمان امروز با مخاطرات و اوضاعی که در دنیا وجود دارد با دنیای قبل و زمان قبل بسیار متفاوت است. یکی از نکاتی که در جامعه‌شناسی جدید گفته می‌شود این است که در قرن‌های قبل نسل‌ها باهم خیلی فرق نداشتند اگر به هزار سال قبل مراجعه کنیم می‌بینیم که گاهی پانصد سال می‌گذشت اما اوضاع‌واحوال زندگی اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی جامعه تقریباً ثابت بوده است و لذا بین پدر و مادر و فرزندان فاصله زیادی نبوده است. اما امروزه می‌دانید که در عصر ارتباطات و فروریختن مرزها و حصارهای اطلاعاتی و روابط وسیعی که در دنیا پدید آمده و روزبه‌روز هم بیشتر می‌شود و همه محیط‌ها و جوامع را در بر خواهد گرفت، گاهی فاصله یک دهه اندازه یک قرن فاصله پیدا می‌شود.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، إِنَّا أَعْطَینَاک الْکوْثَرَ، فَصَلِّ لِرَبِّک وَانْحَرْ، إِنَّ شَانِئَک هُوَ الْأَبْتَر. صدق اللّه العلی العظیم.»[3]

خطبه دوم

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، نحمده علی ما کان و نستعینه من امرنا علی ما یکون و نؤمن به و نتوکل علیه و نستغفره و نستهدیه و نعوذ به من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نصلی و نسلم علی سیدنا و نبینا العبد المؤید و الرسول المسدد المصطفی الأمجد ابی‌القاسم محمد (ص) و علی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و علی صدیقة الطاهرة فاطمة الزهراء و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة و علی ائمة المسلمین علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف القائم المنتظر (عج)، حججک علی عبادک و أمنائک فی بلادک، ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمان و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین. اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[4] عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَّزوا رَحِمَکم اللّه، فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَّحیل وَ تَزَوَّدوا فَإِنَّ خَیرَ الزّاد التقوی.

حوادث افغانستان

ما در حوادث افغانستان مواجه با شرایط مهمی هستیم که از لحاظ فرهنگی وضعیت خاص و ویژه‌ای در آنجا حاکم است و با شرایطی که پدید آمد که در پدیدار شدن این شرایط دست‌نشانده‌های استکبار که به سمت یک اسلام متحجر و آمریکایی حرکت کردند و نهایتاً دود این اسلام انحرافی و متحجر به چشم خودشان رفت.

به‌هرحال بعدازاین حوادث در افغانستان اوضاع ویژه‌ای پدیدار شد و در شرایطی است که اگر ملت افغانستان قدر این نعمت را بدانند و درصدد انسجام و وحدت و حاکمیت مبانی انسانی و الهی برآیند می‌توانند از بهترین فرصت‌ها برخوردار شوند. اگر هم ملت افغانستان در این شرایط از آگاهی و رشد خوبی برخوردار نباشند و به تجاربی که در طول بیست سال گذشته داشتند توجه نکنند قطعاً آینده خطرناکی ازلحاظ فکری و فرهنگی در انتظار آن‌هاست.

در کشوری که یک ملت در برابر ارتش بزرگ سرخ شوروی که در جایگاه یک ابرقدرت و مجهز به همه تجهیزات بود مقاومت و ایستادگی کردند و آن ارتش را شکست دادند و مقاومت آن‌ها اسطوره بزرگی را در تاریخ مبارزه ملت‌ها پدید آورد اما باکمال تأسف در مقاومت و مجاهدت و مبارزه با دشمنان و کسانی که استقلال افغانستان را نمی‌پسندیدند به دلایل گوناگون ازجمله توطئه‌هایی که خود مستکبران در آنجا داشتند، و همچنین این مجاهدت و مقاومت نیاز به فکر و آگاهی و رشد اجتماعی و سیاسی داشتند، در این مبارزه شکست خوردند و دچار تفرقه و اختلاف و گره بازی و باندبازی‌های وسیعی شدند.

اختلافات و چشم طمع بیگانگان

اختلافات و گروه بازی و باندبازی‌ها و به جان هم افتادن‌ها موجب شد که یک ملتی با آن رشد، آگاهی، بردباری، صلابت و عظمت که شوروی را شکست داده بود. وقتی‌که به درون خود بازگشت آفت‌های اجتماعی و آسیب‌های اخلاقی گروه بازی‌ها و دور شدن از میزان و معیارهای اخلاقی ملت را فروپاشید.

افغانستان در شرایطی قرار گرفت که دیگر دولت نداشت و ملت هم در شکسته بود و همین زمینه باعث شد که قدرت‌های ناسالم بیگانه چشم طمع به آنجا بورزند و گروه‌های ناسالمی را تقویت کنند و مطالب خلافی را پیگیری کنند و نهایتاً با لطف خدا گروه‌های دست پرداخته خودشان در برابر خود آن‌ها ایستاد. این درس بزرگی است که مقاومت در برابر بیگانه و حفظ استقلال در میان ملت‌ها یک بُعد کار است اما حفظ ارزش‌های الهی نگه‌داشتن استقلال و عظمت یک کشور کار دشوارتری است.

افغانستان با توجه به یک تجربه بسیار موفقی که در برابر بیگانه‌ها داشت و با توجه به یک تجربه ناموفقی که در تعامل گروه‌ها در درون خود داشتند امروز باید راه درستی را انتخاب کنند و فکر نکنند که در دامان آمریکا می‌توان به عظمت و مجد و استقلال رسید. باید استقلال خود را حفظ کنند تا باز در دام آن گروه بازی‌ها و باندبازی‌ها قرار نگیرند.

این اوضاع افغانستان برای ما هم‌درس مهمی است، ملت ما تا به امروز در آن فاز مقابله با دشمنان و شکستن آن‌ها در شرایط خطرناکی که در دوره شاهنشاهی بود آزمایش خوبی را از خود نشان داد و در فاز بعد هم ملت ما در جنگ دفاع مقدس قدم‌های بزرگی برداشت. امروز هم اگر بخواهیم این ملت باقی بماند و استقلال خود را ادامه دهد باید به این تجارب توجه داشته باشیم. کشور ما علی‌رغم فراز و نشیب‌ها و مواجهه با خطرها و آفت‌ها و آسیب‌های فراوان تاکنون بر محور وحدت و ولایت خوب استمرار پیداکرده و راه خود را درست ادامه می‌دهد اما درعین‌حال ما در معرض خطرهایی هستیم که جز با آگاهی و بردباری، حفظ معیارهای ارزشمند دفاع مقدس و توجه به نیازهای زمان و دوری از اختلافات و تفرقه دسترسی به آن آرمان‌ها امکان ندارد.

امیدواریم که گروه‌ها و جناح‌های سیاسی و ملت ما و از آن مهم‌تر نسل آگاه و رشید و جوان ما موقعیت خود و خطیر بودن راه و کار را بشناسند و مسئولان هم بر یک اساس درستی عمل کنند که این نسل جوان بتوانند به راه صحیح خود ادامه دهند.

هفته سوادآموزی

نکته بعدی مناسبات روز سوادآموزی و هفته سوادآموزی است و در اینجا من به پیامی که امام (ره) بعد از انقلاب برای نهضت سوادآموزی دادند و این پیام نشان‌دهنده این بود که انقلاب ما به‌محض پیروزی برای حاکمیت ارزش‌های الهی و برای رعایت حقوق مردم، مراجعه به آرای مردم و اعتماد به افکار عمومی را جزء سرلوحه کار خود قرارداد اشاره می‌کنم.

نگاهی که امام (ره) به اداره جامعه داشتند یک نگاه مترقی و بسیار قوی و مبتنی بر یک اسلام کامل و اسلامی که امام (ره) به‌تمام‌معنا و به‌درستی آن را تفسیر می‌کردند بود و یکی از افتخاراتش این است که ما بلافاصله بعد از انقلاب در قلمرو و بسط و نشر سواد و علم و آگاهی قدم‌های بزرگی برداشتیم. نهضت سوادآموزی بر پاشد و آموزش‌وپرورش گسترش پیدا کرد، مراکز آموزش عالی توسعه پیدا کرد.

دخترانی که قبل از انقلاب از سوادآموزی محروم بودند به برکت انقلاب وارد عرصه علم‌آموزی شدند. آموزش‌وپرورش و نهضت سوادآموزی می‌توانستند درصد بی‌سوادی را به نحو قابل‌ملاحظه‌ای کنترل کنند و درصحنه‌های بین‌المللی از جهت بسط و نشر سوادآموزی قدم‌های بزرگی برداشتند، این‌ها همه افتخارات کشور است و درخور تقدیر و تشکر است. امیدواریم که ارگان‌های فرهنگی احساس مسئولیت بیشتری کنند و نهضت سوادآموزی در کار خود موفق‌تر شوند. استان ما آمار و ارقام بالای 80 درصد سوادآموزی را نشان می‌دهد که این آمار و ارقام بسیار امیدوارکننده است.

صدور پیام امام (ره) به گورباچف

نکته دیگری که یادآوری آن خوب است ایام سالروز صدور پیام امام (ره) به گورباچف است. توصیه می‌کنم این پیام را پیام الهی، عرفانی، معنوی، سیاسی، اجتماعی و یکی از پیام‌های کم‌نظیر و ماندگار امام (ره) است. جوان‌های ما موردمطالعه قرار دهند و ببینند که امام (ره) چگونه یک ابرقدرت بزرگ زمان را مورد خطاب قراردادند. در این نامه برخلاف عرف دیپلماسی دنیا که به مسائل عادی سیاسی می‌پردازند، امام (ره) وارد یک فضای بزرگ جدید معنوی و اخلاقی شد. امام (ره) بر این نکته تأکید کرد که بشریت در زمان حاضر نیاز به معنویت و گشوده شدن فضاهای جدید اخلاقی و معنوی دارد. امام (ره) به یک ابرقدرت و رئیس‌جمهور توصیه کرد که مارکسیسم رو به پایان است و بشریت در آینده نیاز به معنویت و اخلاق دارد و توصیه کرد که شما در دام آمریکا و یک چهره ماده‌گرایی امروز قرار نگیرید.

یک چهره مادی‌گرایی و بی‌عدالتی، ظلم و تبعیض چهره مارکسیسم و شوروی سابق بود، یک چهره دیگر هم تجاوزطلبی و ستم‌پیشگی است که ما در قدرت‌های غرب می‌بینیم. بشر از هردوی آن‌ها بیزار است و نیازمند آن پیام معنوی و اخلاقی آن چیزی است که در ادیان الهی و در دین اسلام می‌شود آن را جستجو کرد. جوانان ما با خواندن پیام امام (ره) که به گورباچف دادند باید احساس غرور و شادی کنند که می‌تواند برای دنیای امروز یک پیام جدید معنوی و اخلاقی داشته باشد.

هفته کشاورزی

نکته دیگر این‌که ما در آستانه هفته کشاورزی هستیم که جهاد با حرکت‌های عظیم که هم در دوره پس از انقلاب و هم در دوره دفاع مقدس داشت یکی از افتخارات ثبت‌شده در نظام اداری و مدیریتی کشور ماست.

ازاین‌جهت باید از همه جهادگرانی که در وزارت جهاد سابق بودند و همه‌کسانی که در وزارت جهاد کشاورزی بودند تشکر کرد و امیدواریم که عزیزانمان در جهاد کشاورزی و همه‌کسانی که در ادارات و نهادهای گوناگون وظیفه خدمت به مردم رادارند فراموش نکنند که این نظام و انقلاب و این میراثی که امروز در دست ماست به‌آسانی به دست نیامده و این نیاز به آگاهی، بصیرت و دلسوزی برای مردم دارد.

رشد مردم روستای رکن‌آباد و مهرآباد

در پایان از همه عزیزان در رکن‌آباد و مهرآباد که برای برگزاری نماز شرکت کردند تشکر می‌کنم. رکن‌آباد روستای نمونه کشوری است که در مجاورت روستای دیگر 40 یا 50 شهید دادند و این دو روستا 10 آزاده و 30 جانباز دارند. آمار و ارقام نشان می‌دهد که در جمعیت حدود دو هزار نفر قریب 500 کارمند و 110 دانشجو دارد و تعداد 150 نفر لیسانس و تعدادی فوق‌لیسانس و دکترا را تربیت‌کرده است. این آمارها نشان‌دهنده آمادگی فکری، ذهنی و استعدادی معنوی و اخلاقی است. من به جوانان عزیز رکن‌آباد و مهرآباد توصیه می‌کنم که شما هم مانند گذشتگان از قابلیت‌های بالایی برخوردارید. شما هم امروز می‌توانید همان الگوها را نگه‌دارید و در مسیر علم و دانش و کسب اخلاق و معنویت قدم بردارید. نکته آخر این‌که امید است به‌زودی مسئله گازرسانی به این دو روستا موردتوجه قرار گیرد.

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الأعزّ الأجلّ الاکرم یا الله ... یا ارحم الرحمین. اللهم ارزقنی توفیق الطاعة و بعدالمعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة؛ اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر واهله.

 


[1]. سوره اعراف، آیه 43.

.سوره حشر، آیه 18[2]

. سوره کوثر[3]

 سوره آل‌عمران، آیه 102.[4]